تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۱۰

گر ترا گویم که عاشق نیستمیا ز جان یار موافق نیستم
از منت باور مبادا این سخنزانک در این قول صادق نیستم
عاشقم، عاشق، بآواز بلندپس که باشم من که عاشق نیستم؟
تو بحسن افزونی از عذرا و مندر غم تو کم ز وامق نیستم
عشق تو یکچند می کردم نهانزانکه دانستم که لایق نیستم
آشکارا کردم اکنون راز خویشوندرین دعوی منافق نیستم
هر که در عالم ترا عاشق شدندمن به از چندین خلایق نیستم