تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۱۹

نه دسترسی به یار دارمنه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آیداز گردش روزگار دارم
در راه غمت کنم هزینهگر یک دل و گر هزار دارم
این خسته تنی چو موی باریکاز زلف تو یادگار دارم
من کانده تو کشیده باشماندوه زمانه خوار دارم
در آب دو دیده غرقه گشتمو امید لب و کنار دارم
دل بردی و رفتی و همین بودمن با تو بسی شمار دارم
دشنام همی‌دهی مرا باشمن با دو لب تو کار دارم
گر دریابم شبی ز بوسشحقّا که دومه فگار دارم