شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شکستن پیمانها و عهدها اشاره میکند و از درد و غمی که از این خیانتها به دلش رسیده صحبت میکند. او از زیبایی دلبندش و عادتهایش به نقض پیمانها سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که این رفتارها موجب رنج و غم در دلش شده است. شاعر به پیچیدگی روابط عاطفی و عدم پایبندی به وعدهها پرداخته و از این که این پیمانها به سادگی و بیدردسر شکسته میشوند، ابراز ناامیدی میکند.
نگارا چند ازین پیمان شکستنز پیشانی دل سندان شکستن
هوش مصنوعی: ای معشوق، چه تعداد از این پیمان شکنیها را باید تحمل کنم؟ این درد به اندازهای است که دل را مانند سنگ میشکند.
کمانِ ابروان در هم کشیدنوز او در جان من پیکان شکستن
هوش مصنوعی: ابروهای کمانیات را در هم میکشی و این باعث میشود که دلم بشکند.
سر زلف تو زان ناتندرستتکه باشد عادتش پیمان شکستن
هوش مصنوعی: موهای زیبای تو به حالتی بیمارگونه در آمدهاند که گویا عادتش به شکستن پیمان و دوری از وفاداری است.
لبت را رسم باشد گاه خندهگهر را کار در دندان شکستن
هوش مصنوعی: لبخند زدن تو گاهی شبیه به شکستن یک گوهر در دندان است.
شکر را عیش شیرین تلخ کردنقدح را خنده اندر جان شکستن
هوش مصنوعی: شکر را به تلخی تبدیل کردن و شادی را در دل مختل کردن.
دهانت راست عادت وقت گفتارز شکّر پستهٔ خندان شکستن
هوش مصنوعی: دهان تو عادت دارد که هنگام صحبت کردن مانند شکر شیرین و دلنشین باشد، اما میتواند در عین حال به طرز غیرمنتظرهای تلخ و گزنده باشد.
دلم زندان غم گشتست و این راستهمیشه عادت زندان شکستن؟
هوش مصنوعی: دل من به غم گرفتار شده و آیا این همیشه عادت زندان نیست که بشکند؟
چه مردی باشد اندر عهد بستنبه دشواری و پس آسان شکستن؟
هوش مصنوعی: چه مردی است که در زمان پیمان بستن، با دشواریهای آن روبهرو شود و سپس به آسانی آن را بشکند؟
بدین سستی که پیمان تو باشدبیک ساعت دو صد بتوان شکستن
هوش مصنوعی: پیمان تو چنان سست و ضعیف است که در یک ساعت، دوصد بار میتوان آن را شکست.