شمارهٔ ۱۵۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با کنایه و زبان مجازی از تنهایی و خالی بودن فضا سخن میگوید. او به همراه یک مطرب در جایی نشسته و به مینوشی میپردازد. خانهای کوچک و زیبا دارد که نسبت به ابعادش پر از زیبایی و هنر است. او خواهان دور شدن از رقیبان است تا بتواند با معشوقش لحظاتی خوش و صمیمی را تجربه کند. شاعر معتقد است که در این خلوت هیچ چیز از زیبایی و شوق کم ندارد و میخواهد غم و زحمتهای دنیا را با عشق و میگساری فراموش کند. همچنین به فضای شاداب و موسیقایی مجلس اشاره میکند که حتی عدم وجود رقبای خود را نیز به نوعی به مزاح میگیرد. در نهایت، او با عشق و شروقی که دارد، میخواهد از زندگی لذت ببرد و احساساتش را بدون قید و شرط بیان کند.
منم امروز و یکی مطرب و جایی خالیشیشهای پُر ز می و صحن سرایی خالی
هوش مصنوعی: امروز من و یک نوازنده در جایی هستیم که شیشهای پر از شراب وجود دارد و فضای اطراف خالی است.
خانهای خرد، ولیکن چو نگارستانیخوش و از زحمت هر خانهخدایی خالی
هوش مصنوعی: خانهای کوچک دارد، اما مثل یک نگارستان زیباست و از هر زحمت و سختی دور است.
نرد و شطرنج به دست آید و در شیوهٔ خویشراستی نیست هم از برگ و نوایی خالی
هوش مصنوعی: در بازی نرد و شطرنج، آدمها میتوانند مهارت پیدا کنند، اما در واقعیت زندگی، در بسیاری از موارد حقیقتی وجود ندارد. این بازیها از ظاهری زیبا و جذاب برخوردارند، اما در باطن، ممکن است خالی از معنا و احساس باشند.
خیز جانا و بیا تا سهبهسه بنشینیمکه نباشند حریفان ز بلایی خالی
هوش مصنوعی: عزیزم، برخیز و بیا تا باهم به دور هم نشینیم و از زحمتها و مشکلات فاصله بگیریم، زیرا دیگران در اینجا نیستند.
بوفا بر تو که تنها بخرامی زیراکنبود روی رقیبان ز جفایی خالی
هوش مصنوعی: تو بینظیری که تنها میدرخشی، زیرا هیچ رقیب و دشمنی به خاطر ستمی که به آنها شده، در صحنه نیست.
با تو در خلوت خواهم که کنم عشرت از آنکبرملا، عیش نباشد ز ریایی خالی
هوش مصنوعی: در تنهایی با تو خواهم بود تا از زیباییها لذت ببرم، زیرا در جمع و در حضور دیگران نمیتوان به این آرامش دست یافت.
مطرب، انصاف درین مجلس هم زحمت ماستلیک هم خوش نبود از دف و نایی خالی
هوش مصنوعی: در این مجلس، هرچند انصاف و حق دوش به دوش ماست، اما بدون موسیقی و ساز و آواز، فضایی شاداب و دلانگیز نخواهد داشت.
تا کنم بر رخ تو همچو صراحی ز شرابمغز و اندیشه ز هر رنج و عنایی خالی
هوش مصنوعی: میخواهم بر چهرهات همچون ظرفی پر از شراب زیبا نمایان شوم و از فکر و اندیشهام رنج و زحمتی به جای نگذارم.
به ادب میکنمت خدمت از آن سان که بودحرکاتم همه از چون و چرایی خالی
هوش مصنوعی: من با ادب و احترام به تو خدمت میکنم، به طوری که همه حرکات و رفتارهام خالی از هرگونه شائبه و ایرادی است.
دست مال سر زلف ار نکنم گه گاهینبود از خدمت مالیدن پایی خالی
هوش مصنوعی: اگر گاهی سر زلفت را نوازش نکنم، کمترین خدمتی که میتوانم انجام دهم، مالیدن پای خالیات است.
لیک اگر از سر مستی دهمت بوسه مرنجفعل مستان نبود خود ز خطایی خالی
هوش مصنوعی: اگر بهخاطر شادابی و سرورم به تو بوسه بدهم، ناراحت نشو، زیرا کار مستانهام ناشی از حالتی است که خودم از اشتباه مبرا نیستم.
ور ببر در کشمت مست هم از جا بِمَرُوبهر این کار به کار آید جایی خالی
هوش مصنوعی: اگر در کار تو، کسی از جا بلند نشود، برای این کار به جایی خالی نیاز است.