شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و احساسات است. شاعر به محبوب خود میگوید که موجب درد و رنج نشود و بیشتر از این دل او را نرنجاند. او از محبوب خواسته که به جای غم و جدایی، محبت و نیکی را سرلوحه کار خود قرار دهد. در نهایت، شاعر تاکید میکند که با رفتار خوب و شایسته، میتواند دلها را شاد کند و به انسانها کمک کند.
ماه رویا بسر خویش کنینیک باشد که بدی بیش کنی؟
هوش مصنوعی: اگر روزهایی را که در رویاهایت میگذرانید به خوبی سپری کنید، بهتر است تا اینکه بدیها و مشکلات را بیشتر کنید.
چندم از هجر دل افگار کنی؟چندم از غصه جگر ریش کنی؟
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی دلمان را از دوری خود ناراحت کنی؟ چند بار میخواهی با غم و اندوه ما را به درد بیاوری؟
مکن ای جان که نه رسمی نیکستکه همه کام بداندیش کنی
هوش مصنوعی: عزیزم، مراقب باش که کار زشتی است که به خاطر دلهای بدخواه، در دل خود بدگمانی و فکر منفی پرورش دهی.
هر کجا خون دلی باید ریختغمزۀ مست فرا پیش کنی
هوش مصنوعی: هر جا که باید از اندوه و درد دل بریزی، باید غم و اندوه را کنار بگذاری و با حالتی شاد و سرزنده جلو بروی.
مردمی کن، که نباشد ضایعهر چه با این دل درویش کنی
هوش مصنوعی: با مردم خوب و مهربان باش، زیرا هیچ چیز را که با دل پاک و سادهات انجام میدهی، هدر ندهی.
دل یک شهر بر آید از بندگر اشارت بلب خویش کنی
هوش مصنوعی: اگر با صدای دلنشین خود اشارهای کنی، دلی که در آن شهر وجود دارد آزاد خواهد شد.