شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. شاعر میگوید که به خاطر معشوقش همیشه در فکر اوست و دلش به شدت به او وابسته شده است. او اشاره میکند که معشوق گفته بود که به او توجه کند، ولی الآن حس میکند که معشوق هم به او توجهی ندارد و این بیتوجهی قلبش را به درد آورده است.
از بس که کنم شام و سحر در کارتخون گشت مرا دل و جگر در کارت
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه در طول روز و شب به فکر تو هستم، دل و جانم به شدت به درد آمده و به شدت نگران و عاشق تو شدهام.
گفتی که کنی یک نظر اندر کارمکردم چو نکردی آن نظر در کارت
هوش مصنوعی: گفتی که یک نگاهی به کارم میکنی، اما وقتی که به کارت نپرداختی، من هم به کار تو توجهی نکردم.