تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۴۸

از بس که کنم شام و سحر در کارتخون گشت مرا دل و جگر در کارت
گفتی که کنی یک نظر اندر کارمکردم چو نکردی آن نظر در کارت