شمارهٔ ۲۲۰
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق سخن میگوید. اشکهای او به شدت احساساتش را نشان میدهد و او در غم فراق معشوق به خاک در درگاه او میافتد. او هر شب به یاد معشوق و در آرزوی وصالش میگذرانید و از چهرهاش غم عشق نمایان است.
اشکم ز تو در خون جگر می غلتدپیش در تو بخاک در می غلتد
هوش مصنوعی: اشک من از عشق تو مانند خون جگر به زمین میافتد و در مقابل تو مانند خاک تملق میگوید.
در آرزوی خاک در تو همه شباز چهرۀ من بر سر زر می غلتد
هوش مصنوعی: در آرزوی تو، هر شب در حالی که به چهرهام نگاه میکنم، احساس میکنم که طلا بر سرم میچرخد.