تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۴۰

اشکیم ز اندازه برون می باردکم بود ازین سان که کنون می بارد
جابی برسد تنگی عالم دلکز ابر دو چشمم همه خون می بارد