شمارهٔ ۲۶۶
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره دارد. او از شب گذشته یاد میکند که معشوق با زلفهای پریشانش بازی کرده و لبهای او را بوسیده است. شاعر بعد از این بوسه، به خواب میرود و معشوق به او میگوید که این خواب شیرین است و او را شکرگزار آن خواب میداند.
با من سر زلفش ار پریشانی کرددوشم لب او ببوسه مهمانی کرد
هوش مصنوعی: اگر او شب گذشته با پریشانی و بازیگوشی در مورد موهایش با من برخورد کرد، من نیز لبش را بوسیدم و این لحظه برای من خاطرهای مهم و ویژه بود.
لب بر لب من نهاد و در خواب شدمگفتا تو شکر خواب چنین دانی کرد
هوش مصنوعی: او لبش را بر لب من گذاشت و به خواب رفتم. گفت: تو شکر خواب اینچنین را میدانی؟