شمارهٔ ۲۹۳
هوش مصنوعی: این شعر به احوال شخصی میپردازد که دلش پر از غم و نگرانی است. در باد سحر، احساس آرامش و امیدواری را تجربه میکند و گویی که آب، بر آتش غم او میریزد. شاعر از این میگوید که اگر کسی در دوران سختی بتواند جانش را به آرامش بسپارد، این خود خوشایند است.
آنرا که دل از غمی مشوّش باشدباد سحرش آب بر اتش باشد
هوش مصنوعی: کسی که دلش پر از نگرانی و غم باشد، صبحگاهان همواره در آتش دلش، آب نمیریزد و آرامش پیدا نمیکند.
دوشم سحری باد زنو جانی دادبیمار که جان چنین دهد خوش باشد
هوش مصنوعی: شب گذشته، در سحر، بادی وزید که جان تازهای به بیمار داد. وقتی جان اینگونه به کسی بخشیده میشود، بسیار خوشایند است.