شمارهٔ ۳۱۱
هوش مصنوعی: زلف معشوق دل مرا ربود و قصد جانم را کرد. وقتی خواستم او را بگیرم، ترسید. او از ابتدا در حال تاب خوردن بود و سپس موهایش را دور خود پیچید و در زیر سرش پنهان شد.
زلف تو دلم برد و بقصد جان شدگفتم که بگیرمش زمن ترسان شد
هوش مصنوعی: موهای تو دل مرا ربود و قصد جانم را کرد. وقتی خواستم آنها را بگیرم، او از این کار هراسان شد.
در تاب شد از نخست و بر خود پیچیدپس خم زد و در زیر کله پنهان شد
هوش مصنوعی: او از ابتدا به شدت مضطرب و نالان بود، سپس به خود پیچید و به طور ناخودآگاه خود را در زیر سرش پوشاند.