شمارهٔ ۳۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وضعیت ناخوشایند و غمانگیزی اشاره میکند که در آن خوشدلی و شادمانی دیگر وجود ندارد. او میگوید که هیچ همدمی نیست و تنها چیزی که باقی مانده است، جام می و شراب است. در نهایت، او از دلمشغولیهای گذشته میگوید و به اهمیت لذت بردن از لحظههای حال تاکید میکند.
اکنون که ز خوشدلی در ایّام نماندیک همدم پخته جزمی خام نماند
هوش مصنوعی: اکنون که دیگر از شادی و خوشدلی در روزها خبری نیست، هیچ همدمی نیز نمانده است که بتواند با فهم و پختگی خود به ما کمک کند، فقط افراد ناپخته و خام باقی ماندهاند.
دست طرب از ساغر می باز مگیرامروز که دستگیر جز جام نماند
هوش مصنوعی: امروز از نوشیدن شراب دست برندار، زیرا جز این جام چیز دیگری برای کمک به تو وجود ندارد.