شمارهٔ ۴۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند. او میگوید که چشمش به زیبایی معشوق میخورد و به جای آب، خونابه از دلش میریزد. هر جا که بیهنگامی و بینظمی وجود دارد، او خود را در زلف معشوق مییابد. شاعر از احساسات عمیق و دردناک عشق صحبت میکند.
چشمم جو بران روی نکو می آیدخونابه بجای آب ازو می اید
هوش مصنوعی: چشمم به دیدن چهره نیکو مینگرد، اما به جای آب، اشک و خون از آن میریزد.
هر کجا که سیه گلیمی، آشفته سریستدر حلقۀ زلف تو فرو می اید
هوش مصنوعی: هر جا که کسی غمگین و پریشان است، به خاطر زیبایی و جذبهٔ زلف تو، دلش میخواهد در آن حلقه گم شود.