شمارهٔ ۴۲۳
این رباعی راجع به واقعه کشتار اصفهان در سال ۵۸۵ که به دست مغولان رقم خورد نوشته شده است. شاعر در این شعر اشاره به قتل عام بسیاری از مردم نموده و توضیح میدهد که چگونه بر اثر وحشی گری های مغول، دیگر حتی کسی باقی نمانده تا برای کشته شدگان سوگواری کند.
کو دیده که تا بر وطن خود گریدبر حال دل و واقعۀ بد گرید؟
چه چشمی باقی مانده تا برای کشور و وطن خود اشک بریزد و به خاطر این اتفاق شوم و حال خراب دل ها اندوهگین باشد؟
دی بر سر یک مرده دو صد گریان بودامروز یکی نیست که بر صد گرید
تا دیروز، هر کس که میمرد دویست نفر برای او زاری و سوگواری میکردند, اما امروز صد ها نفر میمیرند و هیچ کس پیدا نمیشود که برای آن ها سوگواری کند و اشک یریزد.