شمارهٔ ۴۵۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم عاطفی خود سخن میگوید. او بیان میکند که هر شب به خاطر یاد محبوبش بیخواب میماند و در صبح، از غم و اندوهش صحبت نمیکند. همچنین، او میگوید که پلکهایش که نماد خواب هستند، را نمیبندد تا صبح فرا رسد و همچنان در اندوه باقی میماند.
هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحرچون صبح ز غم دم نزنم تا بسحر
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر تو بیتابی و ناله میکنم تا صبح، و وقتی صبح میشود از غم چیزی نمیگویم تا روشنایی کامل شود.
وین جامۀ خواب را که نامش پلکستبر مردم دیده نفکنم تا بسحر
هوش مصنوعی: من این لباس خواب را که به نام پلک شناخته میشود، بر روی چشمانم نمیگذارم تا صبح فرا برسد.