تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۴۵۸

ای دل ز حدیث چون نمی بارد زرکم کن ز سخن که کار زر دارد زر
گر خود همه تن زبان شوی چون سوسنچون نرگست از دیده برون آرد زر