شمارهٔ ۵۴۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عاشقانهای در دل یک عمارت سخن میگوید و میگوید که درگیر لذتهای دنیوی بوده و از ابزار و امکانات خود غافل مانده است. او با اشاره به اینکه از دل خاک گلی رشد کرده، به نوعی به شکست و ناکامی خود در عشق و زندگی اشاره میکند و احساس میکند که مثل خر در گل مانده است.
کردم بهوس عمارتی اندر دلوز آلت و ساز کار بودم غافل
هوش مصنوعی: دل را به ساختن بنایی مشغول کردم و از ابزار و ساز و کار آن غافل بودم.
از خاک بخون دل گلی حاصل شدوز بی کاهی چو خر بماندم در گل
هوش مصنوعی: دل من از خاکی به وجود آمده که خون و غم در آن جاری است و مانند خر که در گل مانده، از بیدردی و بیحالی گرفتار شدهام.