شمارهٔ ۵۸۶
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها از احساسات و افکار خودش صحبت میکند. او میگوید که به عشق و جذبه دیگران توجهی ندارد و از اوهام و خیالهای اشتباه دوری میکند. همچنین به عدم آگاهی و فهم خود اشاره میکند و در نهایت به نوعی از خودشناسی و کنترل بر احساساتش تأکید میکند.
سودای تو بر دگر صنم می بندمهیچم نگشاد از آن وهم می بندم
هوش مصنوعی: من عشق و اشتیاق تو را فراموش کردهام و دیگر به کسی توجه نمیکنم، ولی با وجود این، هنوز نتوانستهام از آن خیال و توهم رها شوم.
این بی مغزی از قلم آموخته امکم سر بدو شاخ است و قدم می بندم
هوش مصنوعی: من از بیمغزی و نادانی چیزهایی آموختهام و مانند کسی هستم که از دو سمت دچار مشکل است و نمیتوانم قدمی بردارم.