شمارهٔ ۵۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم عشقش صحبت میکند و میگوید که شب را در نگرانی و اندوه گذشته است. با وجود اینکه شب تاریک و دلگیر بوده، اما در خیالاتش از زلفهای محبوبش آرامش و خوشی را تجربه کرده است.
دوش از غم تو نیک مشوّش بودمتا روز ز دست شب بر آتش بودم
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر غم تو خیلی ناراحت و نگران بودم. تا صبح که شب تمام شد، احساس میکردم در آتش هستم.
لیک ار چه سیاه بود و دلگیر و درازبا او بخیال زلف تو خوش بودم
هوش مصنوعی: اگرچه او بسیار سیاه و غمانگیز و طولانی بود، اما در خیال زلف تو بسیار خوشحال و راضی بودم.