شمارهٔ ۶۳۴
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از غم و اندوه خود صحبت میکند و میخواهد داستان غمش را آغاز کند. او احساس میکند که دل مردم نیز با غمش همراه است. شاعر اشاره میکند که اگر دلش را بگشاید، غم او مانند خونی در دلش خواهد جوشید، همچون غنچهای که در فصل بهار شکفته میشود.
گرمن ز غمت حکایت آغاز کنمبا خود دل خلقی بغم انباز کنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از غم تو سخن بگویم، با خودم و دل مردم را نیز در غم تو شریک میکنم.
خون در دل من فسرده بینی ده توچون غنچه اگر من سر دل باز کنم
هوش مصنوعی: اگر تو در دل من نگاه کنی، احساس ناامیدی و غم را خواهی دید، مانند غنچهای که هنوز شکفته نشده است. اما اگر من به رازهای دلم اشاره کنم و احساساتم را باز کنم، همه چیز تغییر خواهد کرد.