شمارهٔ ۶۳۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از غم خود سخن میگوید و بیان میکند که هر شب به جای خواب آرام، عذابی جدید را تجربه میکند. او اشاره میکند که وقتی معشوقش، مانند گل نرگس، او را به خواب میبرد، خوابش نسنجیده و آشفتهتر از زلف معشوق است.
هر شب ز غمت تازه عذابی بینمدر دیده بجای خواب آبی بینم
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر غم تو عذاب تازهای را تجربه میکنم و به جای خواب آرام، تنها اندوهی در چشمانم دارم.
وان دم که چو نرگس تو خوابم ببردآشفته تر از زلف تو خوابی بینم
هوش مصنوعی: هر وقت که خوابم میبرد، مانند نرگسها، در زیر تاثیر چشمان تو، خوابهایم آشفتهتر از تارهای موی تو میشود.