شمارهٔ ۷۰۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و غم خود میگوید و از دیگران میخواهد که به حال او توجه کنند. او با اشاره به اینکه غم او دیده نشده، از دیگران میخواهد تا درک کنند که چه دردی را تحمل میکند. در پایان، آرزو دارد که شاید این درد و رنج او باعث شود دل کسی برای او بسوزد.
ای هیچ نخورده غم بغم خوردن منناگشته بپرسشی بپیرامن من
هوش مصنوعی: ای کسی که هیچگاه غم نخوردهای، چرا از غم من نمیپرسی و از حال و روز من خبر نمیگیری؟
یکبار درین تن بکمارم درگیرباشد که بسوزد دل تو بر تن من
هوش مصنوعی: یک بار در این بدن، خود را به آتش میکشم تا دل تو بر این جسم من بسوزد.