شمارهٔ ۱۴ - وقال ایضاً فی الزهد وترک الدنیاوالموعظة والحکمة
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در مفهوم فنا و بقا، و نقش انسان در زندگی میپردازد. شاعر به دل میگوید که باید دربارهٔ آرزوهای بیپایان خود فکر کند و از حرص و بخل دوری کند. او تأکید میکند که باید به معنای عمیق زندگی و حقیقت وجود خود پی ببرد و از ظاهرگرایی فاصله بگیرد. همچنین از انسان میخواهد که به جنبه معنوی وجود خود توجه کند و به جای جمعآوری مال و ثروت، به فقر معنوی و نیکی اهمیت دهد. شاعر به عواقب معصیت و نیکی اشاره میکند و طاعت را به عنوان کلید آرامش و بخشش معرفی میکند. در نهایت، او به مقام انبیا و اهل بیت اشاره میکند و بر اهمیت طلب عفو و رحمت پروردگار تأکید میکند.
ای دل چو آگهی که فنا در پی بقاستاین آرزو و آز دراز تو بر کجاست؟
هوش مصنوعی: ای دل، اگر میدانی که هر چیزی در جستجوی بقاست و همه چیز گذرا و فناپذیر است، پس این آرزو و انتظار طولانی تو برای چه و کجا میباشد؟
برهم چه بندی این همه فانی بدست حرص؟چیزی بدست کن که نه آن عرضۀ فناست
هوش مصنوعی: چرا با حرص و طمع این قدر به چیزهای زودگذر و فانی چسبیدهای؟ چیزی را به دست بیاور که زودگذر نیست و از بین نمیرود.
گاهت چو نرگس است همه چشم بر کلاهگاهی چو غنچه ات همه تن بستۀ قباست
هوش مصنوعی: گاهی بهقدری زیبا و دلربا هستی که مثل نرگس چشمها را به خود جلب میکنی و گاه دیگر، مانند غنچهای هستی که در کنارش، بهخودیخود خواستههای درونیات را پنهان کردهای.
در کار خیر، طبع تو چون سنگ ساکنستگندم چو دید سنگ توپ ران چو آسیاست
هوش مصنوعی: در کارهای نیک، روح تو بیتحرک و ثابت است، مانند سنگ. اما وقتی که گندم را میبینید، مانند توپ به سمت او میروید، درست مانند دسته آسیا که برای خرد کردن استفاده میشود.
بر ذوق تو ز حرص همه نیشکر نی استدر چشم تو ز بخل همه خاک توتیاست
هوش مصنوعی: مقدار خوشی و لذت تو از زندگی به اندازه حرص و تمایل به چیزهای مادی نیست. در واقع، اگر تو از روی بخل و حسد به نگاه کنی، حتی چیزهای شیرین و خوشمزه هم برایت به اندازه خاک و خاکی بیارزش میشوند.
دیوار دیدیی تو ز باغ وجود و بسآگه نیی درو که چه گلهای خوش لقاست
هوش مصنوعی: دیوار وجود تو را در باغ زندگی دیدهای، اما نمیدانی درونش چه گلهای زیبا و خوش رنگی وجود دارد.
سبز و خوشست ظاهر دنیا بچشم توکز شهوت بهیمی عقل تو در غطاست
هوش مصنوعی: دنیا به نظر تو زیبا و پررنگ است، اما به خاطر خواستههای نفسانیات، عقل تو در خواب و غفلت است.
تو فارغی ز رنگ گل و بوی یاسمنتا چون خرت نظر همه بر سبزه و گیاست
هوش مصنوعی: تو بیخبر از زیباییهای گل و عطر یاسمنی، چونکه تمام توجه تو فقط به چمن و گیاهان معطوف شده است.
در خاک دفن کرده ای آن گوهر شریفخاکش ز سر فرو کن و بنگر که کیمیاست
هوش مصنوعی: در دل خاک، آن گوهر گرانبها را دفن کردهای. حالا سر را پایین بیاور و نگاه کن که چقدر ارزشمند است.
شرمی بدار تا کنمت نام آدمیکز آدمی شریفترین خاصیت حیاست
هوش مصنوعی: شرم و حیا داشته باش، زیرا من تو را به نام انسان یاد میکنم، چرا که از میان تمام ویژگیهای انسانی، حیا بهترین و شریفترین آنهاست.
در جمع مال عمر هزینه چه میکنی؟زیرک نباشد آنکه زر افزود و عمر کاست
هوش مصنوعی: در زندگیات چگونه داراییات را صرف میکنی؟ کسی که ثروت خود را افزایش دهد اما از عمرش کم کند، عاقل نیست.
از خاک زر همی طلبی تا غنی شویخود فقر مدقعست که نزدیک تو غناست
هوش مصنوعی: اگر از خاک طلا بخواهی تا ثروتمند شوی، خودت در واقع در فقر عمیق هستی، زیرا ثروت واقعی در نزد توست.
دست از طلب بدار اگرت برگ این رهستکان را که راه توشه نه فقرست بی نواست
هوش مصنوعی: اگر این مسیر، سرانجام تو فقط فقر و نیاز باشد، بهتر است از خواستن و طلب کردن دست برداری.
نه فقر صورتی که بود همعنان کفربل فقر معنوی که بدو فخر انبیاست
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که فقر مادی و اقتصادی، به اندازهای که با کفر ارتباط دارد، ناپسند نیست. بلکه فقر معنوی و روحانی که برتری و شرافت پیامبران در آن نهفته است، ارزشمندتر و برتر به شمار میآید. در حقیقت، این بیت تاکید دارد بر اهمیت فقر در معنای روحانی و ارزشهای انسانی.
هرروز در برابر کعبه ست پنج بارآن سینه ای که چار حدش با کلیسیاست
هوش مصنوعی: هر روز، پنج بار در برابر کعبه، سینهای قرار دارد که چهار حدش به کلیسا میرسد.
مشکوة نور حق ز تو کانون شهوتستجام جم از خساست تو ظرف شورباست
هوش مصنوعی: نور حقیقت از وجود تو میتابد، اما دلباختگی و هوس شما مانع درک آن شده است. در عوض، به خاطر ترس از فقر و تنگدستی، همه چیز را محدود و کوچک کردهاید، طوری که ظرفهایتان تنها به اشیای بیارزش و معمولی تبدیل شدهاند.
از حور می گریزی و با خوک میچریای خوی تو درشت ندانی که این جفاست
هوش مصنوعی: تو از زیباییهای بهشتی فرار میکنی و با چیزهایی ناپسند و زشت زندگی میکنی. آیا نمیدانی که این کار تو چه بیاحترامی و نادرستی است؟
ترک بدی مقدمۀ فعل نیکی استکاول علاج واجب بیمار احتماست
هوش مصنوعی: ترک بدی، نخستین گام در انجام کارهای نیک است، همانطور که اولین قدم برای درمان یک بیماری ضروری است.
خود نفی باطل اول لفظ شهادتستاول اعوذ وانگهی الحمد والضحاست
هوش مصنوعی: در ابتدا، نفی باطل در کلام به معنای آغاز گواهی دادن است. سپس به دعا و ستایش خداوند و شکرگزاری میپردازیم.
اول بشوی دست، پس آنگه نماز کنیعنی بدار دست ز هرچه آن نه یاد ماست
هوش مصنوعی: ابتدا دستها را شسته و سپس نمازی به جا آور؛ یعنی از هر چیزی که به یاد ما نیست، دوری کن.
با علم آشنا شو، وز آب بر سر آیکز آب بر سر آمد ناز علم آشناست
هوش مصنوعی: با علم آشنا شو و از گذشتههای خود عبور کن، زیرا کسی که در علم آگاهی دارد، دیگر نیازی به ناز و کرشمه ندارد.
سدی میان معنی قرآن و جان تستآنرا تنک ترک کن ارت رای التقاست
هوش مصنوعی: بین معنای قرآن و روح تو، مانعی وجود دارد. آن را نازک و کمرنگ کن که به فهم نزدیکتر شوی.
هست آن حجاب مستور از چشم ظاهرتچون چشم عقل باز کنی صورتش هواست
هوش مصنوعی: وقتی که چشم ظاهری تو به حقیقت باز شود، متوجه میشوی که آن چیزی که در پس حجاب پنهان است، فقط یک سراب و باد است.
محروم آن گرسنه که بر خوان پادشاهعمری نشسته باشد و گویند ناشتاست
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش همیشه در کنار ثروت و امکانات بوده اما همچنان احساس کمبود و گرسنگی میکند، واقعاً در فقر و محرومیت به سر میبرد. حتی اگر در بالاترین سطح رفاه زندگی کند، اگر نتواند از آن بهرهمند شود، همچنان گرسنه خواهد بود.
تو معده از فضول بینباشتی چنانکدر وی نه گنج لقمه و نه جای اشتهاست
هوش مصنوعی: تو به قدری از چیزهای بیفایده و اضافی پر شدهای که دیگر نه جایی برای غذا داری و نه اشتهایی برای خوردن.
خوبان معنوی بدلی آورند رویکز روشنی چو آینه اش روی در صفاست
هوش مصنوعی: زیبایان حقیقی، چهرهای تازه و ساختگی میآورند، زیرا چهرهای که از روشنایی همچون آینه میدرخشد، در صفای خاصی قرار دارد.
تو در چه طبیعت و ایزد بفضل خویشحبلی فروگذاشته بی حد و منتهاست
هوش مصنوعی: تو در چه اوصافی قرار داری که خداوند به لطف خود به تو محبت و عطاهایی بیپایان بخشیده است.
تا دست اندر آن زنی و بر زبر شویتو پشت پای میزنی آن حبل را، خطاست
هوش مصنوعی: هرگز نباید به فکر قطع کردن رابطه یا ترک چیزی باشی که ممکن است موجب آسیب شود. اگر قصد داری به چیزی وارد شوی، باید با احتیاط و دقت عمل کنی.
چون یاد حق کنی بزبان، دل کجا بود؟وقت حساب زر سخنت را ز جان اداست
هوش مصنوعی: وقتی به یاد خدا هستی و از او صحبت میکنی، قلبت کجا رفته است؟ در زمان پاسخگویی به حساب و کتاب، ارزش سخنت از عمق وجودت ناشی میشود.
زین باشگونگی که ترا رسم و عادتستخود را چو باشگونه کنی، راه اولیاست
هوش مصنوعی: از آنجایی که این رفتار و عادت برای تو عادی شده است، اگر خود را به آن شکل درآوری، در راهی قرار میگیری که به اولویتهایت نزدیکتر است.
دلهای مرده زنده نگردد بدان سخنکز جان صدق قالب الفاظ او جداست
هوش مصنوعی: دلهای بیروح با آن سخن زنده نمیشوند، زیرا حقیقت این کلمات از جان و صداقت جداست.
آواز کز دهان به درآید درای راگر مستمع خرست سزاوار آن نداست
هوش مصنوعی: اگر صدایی از دهان بیرون بیاید، اگر شنونده آن شخص نادانی باشد، آن صدا شایسته اوست.
هرچه آمدت به گوش، زبان تو بازگفتدر گنبد دماغ تو آشوب ازآن صداست
هوش مصنوعی: هر چیزی که به گوش تو رسید، زبان تو آن را بازگو کرده است. در درون تو، به خاطر آن صدا، آشفتگی وجود دارد.
هرچه از زبان رود نرسد بیش تا به گوشدر دل نرفت هر سخنی کآن ز جان نخاست
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دل و جان انسان برنخیزد، به روشنی به گوش نمیرسد و تأثیر عمیق ندارد. اگر سخنی به درون دل نرود، به یاد نخواهد ماند.
تیری که کارگر بود از پس کجا جهد؟آن بازپس جهد که نفوذش به صد بلاست
هوش مصنوعی: تیری که اثرش در کار باشد، از کجا میتواند پرواز کند؟ فقط پرندهای میتواند پرواز کند که قدرت نفوذش به سختترین مشکلات باشد.
زان همچو نای خوی فراگفت کرده ایکاندر دلت سخن اثر جنبش هواست
هوش مصنوعی: تو همچون نای، صدای درون خود را بیان کردهای؛ زیرا آنچه در دل تو هست، تأثیر جنبش باد را دارد.
هرکو ز صدق دم زند ار یک نفس بودچون صبح روشنی جهانیش در قفاست
هوش مصنوعی: هر کس یک لحظه با صداقت سخن بگوید، مانند صبحی است که روشنیاش به جهان میتابد، اما این نور در قفس محصور شده است.
محراب زان به نقش زر اندر گرفته اندباری دل تو داند کش قبله گه کجاست
هوش مصنوعی: محراب را با نقش طلا تزئین کردهاند، اما دل تو میداند که جهت قبله کجاست.
آن هم مبارکی ریای نماز تستگر موضع نماز ترا نام بوریاست
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که عبادت و نماز تو به خاطر نمایش و ریا است و اگر مقام و جایگاه نماز تو در نظر دیگران باشد، آن عمل ارزشمند نخواهد بود.
رنج بدی و راحت نیکی به دل رسدوانگه بدان کسی که دل و خاطر تو خواست
هوش مصنوعی: آسیب و درد ناشی از بدی به دل انسان میرسد، اما در عوض، آرامش و خوبی به کسانی که به قلب و احساسات تو اهمیت میدهند، میرسد.
پس واجبت بود که همه نیکویی کنیچون نیکی و بدی را این اولین جزاست
هوش مصنوعی: بنابراین لازم است که همواره نیکی انجام دهی، زیرا نیکی و بدی، نتیجههای اولیه عمل تو هستند.
گر ایمنی به طاعت، امنیست خوفناکور خایفی ز معصیت، این منشأ رجاست
هوش مصنوعی: اگر در پی اطاعت و پیروی از اصول درست باشی، ایمنی و آرامش خواهی داشت، اما اگر از معصیت و کارهای ناپسند بترسی، این ترس میتواند موجب ایجاد مشکلات و احساس ناامنی شود.
طاعت که با غرور بود بیخ لعنتستعصیان کزو شکسته شوی تخم اجتباست
هوش مصنوعی: اگر طاعت و عبادت با کبر و خودبزرگبینی همراه باشد، چنین عبادتی لعنت شده است. چرا که از گناهانی که موجب عذاب میشود، باید رهایی یافت تا به مقام برتری و انتخاب ویژه نائل شوی.
گلبرگ خارپشت بود بی رضای حقآتش گل شکفته بود هر کجا رضاست
هوش مصنوعی: گلبرگ خارپشت به معنای زیبایی و لطافت در کنار سختی و نیش است و نشاندهنده تضادی است که در زندگی وجود دارد. آتش گل شکفته، به شعلهور شدن عشق و احساسات اشاره دارد. این تصویر به ما یادآوری میکند که هر جا که با رضایت و قبول رضای خداوند قدم برداریم، آرامش و زیبایی واقعی نصیبمان خواهد شد.
تا با وجود همرهی، از نیست کمتریچون در فنا سلوک کنی، منزلت بقاست
هوش مصنوعی: هرگاه در کنار کسی هستی که وجودش به تو انرژی و حمایت میدهد، از چیزهای نداشتهات کمتر احساس میکنی. اگر در راه فنا و بیخود شدن پیش بروی، جایگاهت به بقا و ماندگاری خواهد رسید.
بر هرچه جز خدای کسی تکیه می کندعصیان محض باشد، ازآن نام او عصاست
هوش مصنوعی: هر کسی که به غیر از خداوند به چیزی تکیه کند، در واقع به نوعی نافرمانی و سرپیچی مشغول شده است و این عمل او، عصیان به حساب میآید.
در وادی مقدس اگر آن فرو نهیروشن شود ترا که عصا نیست اژدهاست
هوش مصنوعی: اگر در مکان مقدس قدم گذاشته و حضور پیدا کنی، ولی روشنایی برای تو به وجود میآید، بدان که آنچه به نظر میرسد ساده و بیخطر است، در واقع ممکن است چیزی بزرگ و خطرناک باشد.
اندر دعای تست خلل ورنه بر درشدست اجابتست که گریبان کش عطاست
هوش مصنوعی: در دعای تو نقصی وجود دارد، وگرنه درگاهش پر از پاسخگویی است، زیرا او به شدت بخشنده است.
گر باورم نداری، مصداق این سخنآنک: اجیب دعوة داعی اذا دعاست
هوش مصنوعی: اگر به حرف من اعتقاد نداری، به این مثال نگاه کن: دعوت کنندهای که دعوت کند، باید پاسخ داده شود.
آنک: اجیب دعوة داعی اذا دعاستاز بهر آن چنین همه کار توبی نواست
هوش مصنوعی: همانا اگر کسی دعوت کند و تو به آن پاسخ دهی، به خاطر این است که تمام کارها برای تو با نیکی و خوبی صورت میگیرد.
مشکل تر آنکه خصم و گواهت ز خانه اندکاندام تو یکایک بر فعل تو گواست
هوش مصنوعی: مشکلتر این است که دشمن و شاهد تو از نزدیکترین افراد به تو هستند؛ یعنی هر حرکت و رفتار تو به روشنی بر همه آشکار است.
فردا چه سود دارد لاف و دروغ توآنجا که بر تو دست تو باشد گواه راست؟
هوش مصنوعی: فردا دیگر فایدهای ندارد که بخواهی خودت را بزرگ کنی یا دروغ بگویی، زیرا در آنجا خودت به عنوان گواهی راست و عادل خواهی بود.
بر باد بیش از این مده این عمر نازنینکآن را چو فوت شد، نه تلافی و نه قضاست
هوش مصنوعی: عمر گرانبهایی که داریم را بیشتر از این به باد نده، چون وقتی از بین برود، دیگر نه قابل جبران است و نه میتوان آن را تغییر داد.
هرچه آن ز عمر خود بتوانی به شب بدزدکاین دزدی چنین به همه مذهبی رواست
هوش مصنوعی: هر چقدر میتوانی از شب بیصدا و بدون ترس از دست دادن عمر خود را بربایی، زیرا این نوع دزدی در بین همه مذاهب مجاز است.
با روزگار عهد تو بستی، نه روزگارپس این نفیر چیست که ایام بیوفاست؟
هوش مصنوعی: تو با روزگار پیمانیستی، پس این صدای ناله و زاری چیست که از بیوفایی ایام به گوش میرسد؟
نان تو دیر اگر برسد، خلق کشتنی استاز تو نماز فوت شود، گویی از قضاست
هوش مصنوعی: اگر نان تو دیر به دست بیاید، به خاطر آن مردم میمیرند؛ اگر نماز تو قضا شود، انگار که این از سر نوشت و مقدر است.
روزی سه چار صبر کن و رنجکی بکشکآن رنج نیست ضایع و آن درد را دواست
هوش مصنوعی: هر روز چند ساعتی صبر کن و تحمل کن، زیرا آنچه که تحمل میکنی بیهوده نیست و این درد بالاخره درمان خواهد شد.
با تیغ آفتاب اگر کوه صبر کردیاقوت و لعل بنگر تا کان چه پربهاست
هوش مصنوعی: اگر کوه، با تابش تند آفتاب، صبر کند و مقاوم بماند، خوب است که یاقوت و لعل را ببینی تا دریابی که چه چیزهای باارزشی در انتظار است.
شرم آیدت ز معصیت ار من بیان کنمکاندر حق تو لطف ازل را چه اعتناست
هوش مصنوعی: اگر من گناهت را بگویم، شرم میکشی؛ زیرا در حق تو، لطف و رحمت اولیه الهی چقدر مهم و ارزشمند است.
چندین هزار خلق ز بهر سکون تودر جنبشند و آن همه نزد تو خود هباست
هوش مصنوعی: هزاران نفر به خاطر آرامش تو در حال حرکت و تلاش هستند، اما همهی این کوششها در نزد تو بیفایده و بیمعناست.
ناساید آسمان و نخسبند اخترانتو بی خبر که این همه آسایش تراست
هوش مصنوعی: آسمان به تو بیمحلی میکند و ستارهها آرام نمیگیرند؛ اما تو بیخبر از این هستی که این همه راحتی و آسایش به خاطر توست.
خورشید بین که چشم و چراغ وجود اوستبهر مصالح تو شب و روز در عناست
هوش مصنوعی: خورشید را ببین که منبع روشنی و زندگی اوست، و به خاطر رفاه و نیازهای تو، شب و روز در تلاش و آمادهسازی است.
سقای کوی تست و هم او نان دهد ترااین ابر درفشان که دلش غرقۀ سخاست
هوش مصنوعی: اینجا به تصویر کشیده شده که در کنار محبوب و معشوق، منبعی از نعمت و محبت وجود دارد. این شخص، همچون سقا در کوی محبوب، جان و دلش را با سخاوت و مهربانی پر کرده و به دیگران نیز نیکي میکند. ابرهایی که باران میبارند، نماد برکت و رحمت هستند که از دل پر محبت او سرچشمه میگیرد. در واقع، این بیت به پیوند عمیق محبت و نیکی اشاره دارد که به دیگران نیز میرسد.
در بحر، تازیانۀ کشتی تو شمالدر بر، نسیم مروحۀ جان تو صباست
هوش مصنوعی: در دل دریا، هدایتگر کشتی تو، نسیم ملایم و روحبخش شمالی مانند نسیم زندگیبخش توست.
در مطبخ تو چوب خورد تا ابا پزدآتش که از تکبر سرمایۀ اباست
هوش مصنوعی: در آشپزخانهات چوبی به آتش میخورد تا غذا بپزد، که این نشانهی خودخواهی و تکبر است.
خاک زمین ز بهر تو بر شاخ می رودتا در دهانت می نهد آن میوه کت هواست
هوش مصنوعی: زمین بر اثر لطف و عشق تو به رستنیها جان میدهد و میوههای خوشمزه را به دستان تو تقدیم میکند.
کوه بلندپایه نگهبان فرش تستدر دامن سکونش از آن پای نارواست
هوش مصنوعی: کوه بلند که مانند نگهبانی برای توست، در دل سکوتش، از پای ناپاکی وجود ندارد.
فرزند صلب کوه که او را به خون دلپرورد زیر دامن خود آنچنان که خواست
هوش مصنوعی: فرزندی که از دل کوه به دنیا آمده و با درد و رنج بزرگ شده، به گونهای که انتظار داشتند، زیر چتر حمایت خود قرار گرفته است.
از تحت قُرط حلقه به گوش غلام تستتو خود مدان که آن همه خود چیست یا چراست
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که هر چیزی که داریم یا به دست میآوریم، معمولاً از دیگران تأثیر میپذیرد یا به نوعی به آنها مرتبط است. در واقع، ما نباید خود را جدا از دیگران بدانیم و باید به این نکته توجه کنیم که حقایق و ویژگیهای ما ممکن است به دلیل تجربیات و تأثیرات دیگران شکل گرفته باشد.
آن دانۀ یتیم، جگرگوشۀ صدفدلبستگیش هم بزن و بچۀ شماست
هوش مصنوعی: این دانه یتیم، که به نوعی نماد عشق و وابستگی است، باید با محبت و توجهی عمیق برخورد شود، زیرا او به نوعی مانند فرزند شماست و نیاز به مراقبت دارد.
شرعست حامی زن و فرزند و مال توطبعت همی کند همه اسباب خانه راست
هوش مصنوعی: قوانین و اصول شرعی از زن و فرزند و مال تو حمایت میکنند و طبیعت تو نیز به گونهای است که تمام وسایل و نیازهای خانه را تأمین میکند.
در پیش تو به مشعله داری همی رودعقلی که بر ممالک آفاق پادشاست
هوش مصنوعی: عقلی که در برابر تو در حال حرکت است، مانند مشعلهای میدرخشد و آنقدر بزرگ و قدرتمند است که بر سرزمینهای دوردست حکومت میکند.
بر دیده میکشد علف چارپای توکیخسروِ بهار که لشکرکش نماست
هوش مصنوعی: علفی که بر روی زمین رشد کرده، نمایانگر خوشی و زندگی است. همچنان که کیخسرو، پادشاهی بزرگ و با عظمت، بهار را به عرصه میآورد و لشکری از زیباییها و رونقها را به همراه دارد.
از بهر خدمتت حیوانات را همههم روی سوی پستی و هم پشتها دوتاست
هوش مصنوعی: به خاطر خدمت به تو، همه حیوانات به سمت پایین و به دو طرف خود نگاه میکنند.
ترفیه تست هرچه ز انواع نعمتستتنبیه تست هرچه قلم ابتلاست
هوش مصنوعی: هر چه از نعمتها و خوشیها به تو رسیده، راهی برای عبرت گرفتن است و هر چه که در زندگی با آن مواجه میشوی، نشان دهنده آزمونی برای توست.
تخویف کردن تو چراغست بر رهتتکلیف کردن تو، کلید در عطاست
هوش مصنوعی: ترساندن تو مثل روشناییای است که مسیرت را روشن میکند و وظیفه گذاشتن بر دوش تو، همانند کلیدی است که به در قضا و قدر منتهی میشود.
تکلیف کردن تو، کلید در عطاستاین منصب چنین که تو داری دگر کراست؟
هوش مصنوعی: وظیفه تو در این مقام، راهی به سوی نعمتها و برکتهاست. این جایگاهی که تو داری، آیا کسی دیگر هم دارد؟
تا چند بر خدایی او اعتراض تو؟کار تو بندگیست، خدایی بدو سزاست
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی به خدا اعتراض کنی؟ وظیفهات عبادت اوست و مقام خدایی برای او لايق است.
باترهات حکمت یونان ترا چکار؟بس نیست کت نبی و نبی هردو مقتداست
هوش مصنوعی: این شعر به این مفهوم اشاره دارد که نیازی به دانش و حکمتهای قدیمی یونان نیست، زیرا دین و پیامبر برای هدایت و رهبری انسانها کافی هستند. در واقع، این بیانگر این است که با پیروی از آموزههای دین و شخصیتهای مذهبی، انسان میتواند راه درست را پیدا کند.
آنکس به بارگاه قدم سر برآوردکز جان پاک پیر و آثار مصطفاست
هوش مصنوعی: کسی که با حضور خود در مکان مقدس و با احترام به آنجا قدم میگذارد، به یقین از روح پاک و ویژگیهای نیک پیامبر سرچشمه میگیرد.
بی او کسی به حضرت توحید ره نیافتزیرا که خاص حاجب درگاه کبریاست
هوش مصنوعی: بدون او هیچکس به حقیقت یکتا پرستی دست نیافت؛ زیرا که او تنها درگاهبان بزرگترین مقام است.
هم انبیا علاقۀ فتراک جاه اوهم جبرئیل را به رکاب وی التجاست
هوش مصنوعی: پیامبران به مقام و علوّ او علاقهمندند و جبرئیل نیز در کنار او از او یاری میطلبد.
برخواند نقش سکۀ دینار معجزشآنرا که نور باصره در پردۀ عماست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نشانهها و علامتهای سکه دینار به وضوح نشاندهنده معجزهای است که کسانی که قدرت دیدن حقیقت را ندارند، نمیتوانند آن را ببینند. کسانی که در پردهای از نادانی و غفلت هستند، از درک این معجزه بازمیمانند.
قرص قمر به کاسۀ گردون فروشکستاز خوان معجزش چو خسیسی نواله خواست
هوش مصنوعی: هلال ماه در کاسه آسمان شکست و به قدری نورانی و زیبا بود که وقتی از سفره معجزهاش چیزی خواست، مانند کسی که در برابر نعمتهای بزرگ نیازش را بهسختی بیان کند، با فروتنی درخواست کرد.
احوال او نه بر حسب فهم آدمیستمعراج او ورای سلالیم فکرهاست
هوش مصنوعی: حال و روز او به گونهای نیست که به راحتی درک شود. شگفتیهای او فراتر از آن چیزی است که افکار ما میتوانند تصور کنند.
هستی کاینات طفیل وجود اوستاز راه صورت ارچه تقدم زمانه راست
هوش مصنوعی: این عالم و تمام موجودات به خاطر وجود او به وجود آمدهاند، هرچند که از نظر زمانی، جهان پیش از او آمده است.
آری وجود نقطه خود از بهر دایره ستگرچه محیط دایره را نقطه ابتداست
هوش مصنوعی: وجود نقطه به خودی خود برای شکلگیری دایره ضروری است، هرچند که نقطه تنها آغاز و مرز دایره را مشخص میکند.
رخسار و قامتش ز طریق مناسبتماه شب چهارده بر خط استواست
هوش مصنوعی: چهره و اندام او به گونهای است که مانند ماه شب چهاردهم در زندهدلی و زیبایی میدرخشد و به مرکزیت خود مینازد.
خورشید تیغ آخته، یک مفرد از درشگردون کاسه گردان، در کوی او گداست
هوش مصنوعی: خورشید همچون تیغی برنده است و در میان گردونهی آسمان، در محلهای که او در آن زندگی میکند، گدا در حال چرخیدن است.
او را جهان پدید و جهان اندر او نهانماند بدان خطی که وجودش ز نقطه خاست
هوش مصنوعی: وجود او باعث پیدایش جهان شده است، و خود او در عمق این جهان پنهان است، به خاطر آن نشانهای که وجودش از یک نقطه آغاز شد.
آن را که خلق و خُلق قسمگاه حق بوداو را چه بیش و کم ز چنین مثنی و ثناست؟
هوش مصنوعی: کسی که از ویژگیهای خوب و اخلاق نیکو برخوردار است و در مقام حقیقت قرار دارد، نیازی به تعریف و تمجیدهای اضافی ندارد.
سرتاسر صحیفۀ ما حرف علتستشین شفاعتش به همه علتی شفاست
هوش مصنوعی: در کل نوشتههای ما سخن از دلیل و علت وجود دارد و حس شفاعت آن به همه چیز اثرگذار است.
در خانۀ حقایق ار آیی ز در درآیو آن در، در مدینۀ علمست و مرتضاست
هوش مصنوعی: اگر به خانۀ حقایق پا بگذاری، وارد دنیایی از دانش و علم میشوی که در آن، مرتضی وجود دارد.
یاران برگزیدۀ او را ز پس ممانخود چون کنند پشت بدانکس که پیشواست
هوش مصنوعی: دوستان خاص او چگونه میتوانند از او پیروی کنند، در حالی که پشت به او کردهاند و به کسی که پیشواست، توجه نمیکنند؟
چون یاد اهل بیت رود بر زبان منگر همدمی من نکند مشک بر خطاست
هوش مصنوعی: وقتی نام اهل بیت بر زبانم میآید، اگر چه کسی در کنار من نباشد، به خاطر این یادگار، حسرتی در دلم نمیماند.
یارب امید عفو تو ما را دلیر کردبر هرچه آن رضای ترا عکس اقتضاست
هوش مصنوعی: خدایا، امید به بخشش تو به ما勇ت داده است تا بر هر چیزی که رضایت تو را برآورده میکند، شجاع باشیم.
ما طاقت عتاب نداریم و عاجزیمبا عفوگری هرچه ازین گونه ماجراست
هوش مصنوعی: ما توانایی تحمل سرزنش را نداریم و در برابر بخشش دیگری، از هر نوع ماجرا و مشکل ناتوانیم.