شمارهٔ ۶۴ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ بزرگی و مقام یک شخص خاص است که به خاطر تربیت و محبتش، فضایی مناسب و مناسبتی برای دیگران ایجاد میکند. شاعر از قدرت و لطف این شخص میگوید که میتواند حتی ماه را درخشان کند و جهان را تحت تاثیر قرار دهد. شاعر به اهمیت دست کرم و انعام این بزرگ اشاره میکند و بیان میکند که انتظار برای دریافت لطف و تربیت او میتواند تغییرات اساسی در زندگی افراد به وجود آورد. همچنین شاعر بیان میکند که در زمان انتظار، فرد ممکن است در رنج باشد و از ناامیدی رنج ببرد، ولی با این حال نباید از درخواست و دعا کردن خسته شود. در نهایت شاعر با زبانی خواهشآور و محجوب به بزرگی اشاره میکند و از او میخواهد که به یاری خود بشتابد.
ای بزرگی که دست تریبتتپای اقبال استوار کند
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که با تربیت تو، دست خوشبختی و موفقیت به شکل استواری در میآید.
سایۀ مهر و مایۀ کینتماه را فربه و نزار کند
هوش مصنوعی: زیر سایه محبت و باطن دشمنی تو، ماه به طرز عجیبی فربه و ضعیف میشود.
خواجۀ چرخ با همه شهرتبغلامیت افتخار کند
هوش مصنوعی: رئیس و مدیر بزرگ، با تمام شهرت و مقامش، به خدمتگزاری و اطاعت از کسی افتخار میکند.
لطف تو غنچه سازد از پیکانخشمت از آب ذوالفقار کند
هوش مصنوعی: محبت و مهربانی تو باعث میشود که حتی سختیها و تندیهای تو، همچون سلاحهای خطرناک، به زیبایی و نرمی تبدیل شوند.
هر چه افلاک در نهان داردسر کلک تو آشکار کند
هوش مصنوعی: هر چیزی که در آسمانها وجود دارد و به طور پنهان است، با نبوغ و خلاقیت تو به روشنی و وضوح نمایان میشود.
امر تو خاک را برقص آردنهی تو باد را حصار کند
هوش مصنوعی: فرمان تو چنان قدرتی دارد که میتواند خاک را به رقص درآورد و نبودن تو میتواند باد را به دام اندازد.
هر زمان دست بخشش تو بزرکار یک شهر چون نگار کند
هوش مصنوعی: هر بار که تو با بخشش و مهربانی به کمک میافتی، حال و روز یک شهر تغییر میکند و نما و زیبایی آن تغییر مییابد.
همه از کیسۀ کفت باشدهر چه باد خزان نثار کند
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که به ما میرسند، از منابع و تاثیرات بیرونی هستند و ما تنها دریافتکننده آنها هستیم.
تند بادی که قهرت انگیزدروی خورشید خاکسار کند
هوش مصنوعی: باد تندی که از شدت خشم تو به وجود میآید، میتواند چهرهی خورشید را تحت تاثیر قرار دهد و آن را به زمین خاکی و خوار تبدیل کند.
بوی ورنگی که لطفت آمیزدو سمه در ابروی بهار کند
هوش مصنوعی: عطر و رنگی که لطافت تو را با خود دارد و بهار را در ابرویت زیباتر میکند.
دیرها شد که بنده زادۀ توهر شبی ناله های زار کند
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که من، که بندهٔ تو هستم، هر شب با صدای غمگین ناله میزنم.
مانده بی نام و نان که مولانااز پی او چه اختیار کند
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی اشاره میشود که بدون نام و نان در حال سرگردانی است. مولانا در تلاش است تا برای او اقدامی انجام دهد یا کمکی کند، اما وضعیت او به گونهای است که اختیار کارهایی که باید انجام دهد را ندارد. به نوعی، این وضعیت نشاندهنده احساس عمیق ناامیدی و نیاز به راهنمایی و حمایت است.
چند در انتظار این هر دوچشم اومید را چهار کند
هوش مصنوعی: چندین بار برای دیدن امیدی که در این دو چشم نهفته است، منتظر ماندهایم.
انتظارش مده که آتش و آبنکند آنچه انتظار کند
هوش مصنوعی: منتظر نباش که او از پسِ مشکلات بربیاید و کارهای غیرممکنی انجام دهد، زیرا نمیتواند مانند آتش و آب به طور همزمان عمل کند.
اوّلین لقمه استخوانش مدهکش دهان امل فگار کند
هوش مصنوعی: اولین لقمه را به او نده، چون ممکن است او را از پای درآورد و به دردسر بیندازد.
مینوازش لطف چندان کوخو فرا جور روزگار کند
هوش مصنوعی: به من محبت کن و مرا از سختیهای زندگی رها کن.
اگرش تربیت کنی چه شود؟کرمت این چنین هزار کند
هوش مصنوعی: اگر او را تربیت کنی چه فایدهای دارد؟ خوبی و بزرگی تو میتواند هزاران مورد را تحت تاثیر قرار دهد.
متبرّم مشو ازین داعیورچه ابرام بی شمار کند
هوش مصنوعی: از پذیرش این دعوت خودداری نکن، حتی اگر به روشهای مختلف تکرار شود.
با چنین دخل و خرج از کرمتنکند کدیه، پس چه کار کند؟
هوش مصنوعی: با این وضعیت دخل و خرج، با مهربانیات چه کمکی میتوانی به کسی بکنی، پس در چنین شرایطی چه باید کرد؟
دست انعام بر سرش میدارورنه ترتیب پا فزار کند
هوش مصنوعی: اگر دست مهربانی بر سر او بگذاری، او را آرام میکنی و گرنه میتواند با پاهایش به تندی رفتار کند.