شمارهٔ ۶۵ - وقال ایضآ یمدحه ویصف القصر
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش یک شخصیت برجسته و قدرتمند پرداخته است. شاعر در این اشعار به ویژگیهای عظمت قصر و شکوه داراییهای آن اشاره میکند. او به زیبایی و بلندی قصر، نور و روشنایی آن، و سعادت و موفقیتی که به همراه آورده است، اشاره دارد. همچنین بیان میکند که چگونه این شخصیت، با قدرت و همت خود، دستاوردهایی را ایجاد کرده که حتی آسمانها را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر در نهایت از عظمت روح و بخشش این شخصیت میگوید و اینکه چگونه او در دل مردم جایگاه ویژهای دارد و بر زندگیهای دیگران تأثیر مثبت گذاشته است. این مدح به نوعی تقدیر از وجود درخشان و اثرگذار او در جامعه است.
اساس قصر ازین خوبتر توان افکند؟که دست همّت این صدر کامران افکند
هوش مصنوعی: بنا کردن قصر و کاخ از این بهتر ممکن است، زیرا اراده و تلاش این فرد موفق توانسته چنین کاری انجام دهد.
نخست بار که اقبال باز کرد درشسعادت آمد و خود را در آستان افکند
هوش مصنوعی: در آغاز که شانس در را به روی من گشود، خوشبختی آمد و خود را در مقابل من قرار داد.
علوّ کنگرۀ او بدان مقام رسیدکه آسمانرا از چشم اختران افکند
هوش مصنوعی: بلندای کنگرهی او آنقدر زیاد است که ستارهها نمیتوانند آن را ببینند و آسمان از دید آنها پنهان شده است.
شب سیاه فروغ بیاض دیوارشمؤذّنانرا از صبح در گمان افکند
هوش مصنوعی: در شب تاریک، نور سفیدی که از دیوار میتابد، به صبح نزدیک میشود و به نظر میرسد که نان را به فکر میآورد.
ستارههای فلک جمله آفتاب شدندچو شمسه هاش اشعّه بر آسمان افکند
هوش مصنوعی: تمام ستارههای آسمان به مانند خورشید روشن شدند و پرتوهای نورشان بر آسمان پاشیده شد.
چنان ز اوج دوپیکر گذاره کرد سرشکز افتراق دویی در میانشان افکند
هوش مصنوعی: چنان پیوندی میان دو جسم برقرار کرد که سر آن، از جدایی آن دو، در میانشان افتاد.
بر آشکوب نخستینش دست فکرت منبزیر پای فلک را چو نردبان افکند
هوش مصنوعی: فکر من در آغاز غزلش همچون نردبانی زیر پای آسمان گسترده شده است.
خوشی چو از دل اهل هنر بتنگ آمدبحیله حیله تن خود درین مکان افکند
هوش مصنوعی: زمانی که خوشی از دل هنرمندان دور میشود و در تنگنا قرار میگیرند، به این فکر میافتند که با نیرنگ و فریبی، خود را در این مکان بگذارند و به نوعی خود را حفظ کنند.
همی ندانم تا نیکویی چه نیکی کردکه دولتش بچنین جای دلستان افکند
هوش مصنوعی: نمیدانم چه خوبی و نیکی در کار بوده است که سرنوشت او را در این مقام و جایگاه خوشایند قرار داده است.
بخود فرو شُد صد بار، وهم دور اندیشکه تا کمند نظر چون برو توان افکند
هوش مصنوعی: کسی که همیشه در افکار دور و دراز خود غرق است، بارها خود را فریب میدهد؛ زیرا نمیتواند به این فکر کند که اگر به اطراف نگاه کند، ممکن است به راحتی در دام عواطف و واقعیات زندگی بیفتد.
ز فخر سر بفلک می کشد چنین خاکیکه خواجه پرتو اقبال خود بر آن افکند
هوش مصنوعی: این خاکی که در آن زندگی میکنیم، آنقدر ارزشمند است که سر آن به آسمان میرود. زیرا شخص بزرگواری، با نیکبختی و توجه خود، بر آن نورافشانی کرده است.
چو روشنیّ و بلندی ز رای خواجه گرفتعجب که سایه برین تیره خاکدان افکند
هوش مصنوعی: وقتی که نور و بلندی زر را دیدند، تعجب کردند که چگونه این نور بر روی این زمین تیره سایه انداخته است.
قصور خویش بدیدند ساکنان بهشتچو فرّ خویش برین قصر و بوستان افکند
هوش مصنوعی: ساکنان بهشت، اشتباهات خود را مشاهده کردند، همانطور که فر دلبند خود را در این قصر و باغ رها کردند.
بدست عجز فلک طاق کهنۀ اطلسفراز سطحش در پای پاسبان افکند
هوش مصنوعی: در اثر ناتوانی آسمان، طاق قدیمی آسمان بر روی زمین افتاده است و مانند نگهبانی در زیر پای آن قرار گرفته است.
چو خشت عرصۀ او داشت رنگ فیروزهفلک به مغلطه خود را در آن میان افکند
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان مانند کفشپوشی رنگی و فیروزهای شده بود، آن را با ترفندی در میان این بازی زیبا به نمایش گذاشت.
غریم حادثه دامن نگیردش هرگزکسی که رخت درین کعبۀ امان افکند
هوش مصنوعی: کسی که خود را به کعبه پناه داده و از دنیا و مشکلات دوری گزیده، هرگز گرفتار وقایع تلخ و ناگوار نخواهد شد.
بر آسمان چه کند خاک اگر نه آنستیکه پیش خواجه فلک خاک بر دهان افکند
هوش مصنوعی: خاک بر روی آسمان چه اثری میتواند داشته باشد، اگر آن شخصی که در پیشگاه خداوند است، خاک را به دهانش بیندازد؟
خدایگان صدور زمانه رکن الدّینکه دست منّت بر هر که در جهان افکند
هوش مصنوعی: خداوندانی که بر دوران حکومت میکنند، اساس دین هستند و با لطف خود به هر کسی در این جهان کمک میکنند.
فراخبخشش دریادلی که همّت اوغریو و زلزله در جان بحر وکان افکند
هوش مصنوعی: کسی که دل بزرگی دارد و بخشش او همچون دریا وسیع است، میتواند تأثیر عمیقی بر دیگران بگذارد و شور و هیجانی را در وجود آنها ایجاد کند.
بفرّ دولت او پشت راست کرد چو تیرعنایتش چو نظر بر خم کمان افکند
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت او همچون تیر خیر و برکتش، به طور مستقیم به سوی هدف میرود و توجهش همچون کمان، به طور دقیق و هدفمند به دیگران میرسد.
نسیم نفحهٔ خلقش ببوی هم نفسیبسا که مشک خطا را ز خان و مان افکند
هوش مصنوعی: نسیم خوشبوی او به مشام میرسد، بویی که ممکن است عطر خوش مشک را از خانه و دیار خود دور کند.
ضمیر روشنش از آب روی دولت خویشهزار قرصهٔ خورشید را ز نان افکند
هوش مصنوعی: ضمیر پاک و روشن او به واسطه نعمتها و موهبتهای زندگیاش، این قدر درخشان و نورانی است که میتواند هزاران دانه خورشید را تحتالشعاع قرار دهد.
چگونه گویم مدحش که دست حشمت اونفوس ناطقه را عقده بر زبان افکند
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم ستایش او را بیان کنم در حالی که قدرت و عظمت او باعث شده است که روحهای انسانی از شگفتی به سخن بیایند و افکارشان را به زبان آورند.
اگر بقای ابد یابد او بجای خودستکه تخت سکنی در عرصۀ جنان افکند
هوش مصنوعی: اگر او برای همیشه باقی بماند، جایگاهش در بهشت مشخص خواهد شد و جایگاه خود را در آنجا مییابد.