شمارهٔ ۷۹ - وله ایضاً
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع جوانی و مرگ میپردازد. او از خوشحالی در زندگی و لذتهای آن سخن میگوید و اشاره میکند که زندگی ممکن است به یکباره به پایان برسد. شاعر به ارتباط بین جوانی و مرگ اشاره دارد و میگوید که جوانی و عمر هر دو به یک منبع وابستهاند و به رغم اینکه نمیخواستند، اما سرنوشت آنها را از یکدیگر جدا میکند. شاعر در نهایت میگوید که اگر چه منزلها در سفر برابرند، اما جوانی زودتر از بین میرود.
چگونه در چمن خوشدلی کنم پروازکه مرغ عیش مرا روزگار پر ببرید
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم در فضای شاداب و دلپذیر زندگی کنم وقتی که روزگار خوشیهای من را به یکباره از من گرفت؟
دو شاخ هر دو ز یک اصل رسته بر یکجایبتیغ قهر اجل مان ز یکدیگر ببرید
هوش مصنوعی: دو شاخه که هرکدام از یک ریشه نشأت گرفتهاند، در یک زمان با تیغ خشم مرگ از هم جدا شدند.
بنوجوانی ببرسید شاخ عمرش مرگاگرچه رسم نبودست شاخ تر ببرید
هوش مصنوعی: این شعر به از دست رفتن جوانی و مرگ جوان اشاره دارد. میگوید که اگرچه معمولاً درختان جوان قطع نمیشوند، اما در این مورد، جوانی به ناگهان به پایان میرسد و عمرش به مرگ ختم میشود. به نوعی به غم و تلخی از دست رفتن زندگی در اوج جوانی اشاره دارد.
اگرچه منزل ما در سفر برابر بودولیک آنکه جوان بود زودتر ببرید
هوش مصنوعی: هرچند که ما در سفر به یک مقصد یکسان رسیدیم، اما آنکه جوانتر بود، زودتر به مقصد رسید.