شمارهٔ ۱۰۶ - و قال ایضآ یمدحه
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و تقدیر از هنرمندی میپردازد که بینظیر و بیعیب است. شاعر او را منبع کرم و سخاوت میداند و تأکید میکند که عظمت و زیباییهای آسمان و زمین نیز در برابر او شرمندهاند. شاعر از بنده بودن خود به این هنرمند میگوید و تأکید میکند که همه چیز در خدمت اوست. همچنین، اشاره میکند که هرچند او در زندگی خود مشکلاتی دارد، ولی همواره با امید به لطف این هنرمند، تلاش میکند تا از ثروت او بهرهمند شود. در پایان، شاعر تأکید میکند که از درگاه این هنرمند، مقام و شرف خدمت به او را به دست آورده است و از این بابت خرسند است.
ای هنر پروری که ذات تراکس ندیدست عیب و همتا نیز
هوش مصنوعی: ای کسی که هنر و استعدادت بینظیر است و هیچ کس عیبی در وجود تو نمیبیند و هیچ مشابهی برای تو وجود ندارد.
تویی آن منعمی که از کرمتشرمسارست کان و دریا نیز
هوش مصنوعی: تو آن نعمت بزرگی هستی که حتی کرم و دریا از عظمت و بزرگیات شرمندهاند.
از سخای تو گشت گوهر دارتیغ فولاد و سنگ خارا نیز
هوش مصنوعی: از بخشش و سخاوت تو، حتی گوهر و سنگهای سخت هم جواهر میشوند و ارزشمند میگردند.
از مریدان خاص درگه تستخرد پیر و بخت برنا نیز
هوش مصنوعی: از پیروان خاص تو هستم، ای مکانی که دانش و خرد در آن جاری است و بخت جوان نیز در آن حضور دارد.
جمع الفاظ و نظم مدحت توآسمان کرده و ثریّا نیز
هوش مصنوعی: جمع کردن كلمات و نظم و ترتیب مدح تو، مانند آسمان وسیع و ستارههای درخشان ثریا شده است.
کوه در خدمتت کمر بستستکوه را خود چه قدر، جوزا نیز
هوش مصنوعی: کوه برای کمک به تو آماده است، اما کوه چقدر نزد تو ارزش دارد؟ ستاره جوزا نیز در این زمینه به تو اهمیت نمیدهد.
باد بر تو مبارک و میمونچون شب دوش روز فردا نیز
هوش مصنوعی: وضعیتی خوب و شاد مبارک باد بر تو، مانند شبی که گذشت و روز آینده نیز این چنین خواهد بود.
ای که از روی و رای تو مه و مهرهر دو شرمنده اند و رسوا نیز
هوش مصنوعی: ای کسی که زیبایی و نظر تو باعث خجالت و سرافکندگی ماه و خورشید شده است.
بثنای تو ناطقست مرایک زبان نی ، که هفت اعضا نیز
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو زبان مرا به سخن واداشته است، نه اینکه فقط یک زبان داشته باشم؛ بلکه حتی تمام اعضای من نیز به ستایش تو مشغولند.
چون همه ساز سروری داریبنده را باز جو در اثنا نیز
هوش مصنوعی: وقتی که تو از همه چیز برخورداری و در مقام رهبری هستی، باید به رعایت حال دیگران نیز توجه داشته باشی و در میانه کار به بندگان خود اهمیت بدهی.
هم ز اسباب خواجگی باشدشاعری فحل و شعر زیبا نیز
هوش مصنوعی: شاعری با استعداد و شعری زیبا نیز جزء عواملی است که به موفقیت و بزرگی کمک میکند.
ید بیضا نمایم و سخنمبد نباشد مگر بسودا نیز
هوش مصنوعی: من قدرت شگفتانگیزی دارم و سخنانم تنها زمانی خوب هستند که به نفع عشق باشد.
بر من خسته پار بی موجبترشی کرده یی و صفرا نیز
هوش مصنوعی: بر من بیدلیل خستگی و تلخی به وجود آوردهای و همچنین احساس ناراحتی و بیحوصلگی نیز دارم.
وینک امسال هم بر آن منوالمیکنی زان حدیث مبدا نیز
هوش مصنوعی: اما امسال هم همان رویه را پیروی میکنی و از آن داستان اولیه هم غافل نمیشوی.
لاجرم نیست از سخات مرابهره چه، زهرۀ تمنّا نیز
هوش مصنوعی: بنابراین از دست دادن خاصیت سخاوت من بیفایده است، حتی آرزوی داشتن نیز.
بنده بیرون از آنکه مادح تستبولایت کند تولّا نیز
هوش مصنوعی: من از آن که تو را مدح گوید و محبتت را بکند، فقط خودت را قبول دارم و در محبت تو با کسی دیگر درگیر نیستم.
زحمت حضرت ار چه کم کردستهم در آن خدمتست اینجا نیز
هوش مصنوعی: هرچند کار حضرت آسانتر شده، اما در همین حال هم در خدمت خود مشغول است.
می کنند از سیه گری قومیبا همه کس پلاس و با ما نیز
هوش مصنوعی: گروهی از مردم به خاطر رفتارهای بدشان از دیگران فاصله میگیرند و با همه کس ارتباط ندارند، اما با ما هم ارتباط برقرار میکنند.
این همه روزها که کید ضعیفپنهان کرده اند و پیدا نیز
هوش مصنوعی: این همه روزها که نقشههای پنهانی و کماثر طراحی شده، اما به وضوح نیز نمایان شدهاند.
آنچنان بوده ام که از حیرتبخودم هم نبود پروا نیز
هوش مصنوعی: من آنقدر در حیرت و شگفتی غرق بودهام که حتی به خودم هم توجه نمیکنم.
گرچه من خود مقصّرم ، طلبمهم نفرمود رای اعلا نیز
هوش مصنوعی: با اینکه خودم هم در این ماجرا تقصیر دارم، اما درخواست من هم به اعلیحضرت نگفته است.
گر تو از بنده قرض می خواهیبخطا، یا نه خود بعمدا نیز
هوش مصنوعی: اگر تو از بنده طلب قرض میکنی، به اشتباه است، یا اینکه خودت عمداً چنین میکنی.
هم عفا الله لطف تو کآخردر شماری گرفت ما را نیز
هوش مصنوعی: خداوند همواره لطف تو را میبخشاید و در نهایت، ما را نیز به شمار آورد.
از تو تشریف بود، عیب از ماستکه نداریم زرّ و کالا نیز
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که اشکال از ماست زیرا که ما ثروت و دارایی لازم را نداریم، در حالی که تو از مقام و جایگاه بالایی برخورداری.
ورنه از بندگان مفلس خویشقرض خواهست حق تعالی نیز
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، خداوند نیز از بندگان بیچیز خود طلب قرض میکند.
وانگهش قرض گرچه می ندهندرزقشان می کند مهیّا نیز
هوش مصنوعی: سپس اگرچه به او قرض نمیدهند، روزی او را فراهم میکند.
منم آن بینوا که از ثروتخواجگان را کنم مواسا نیز
هوش مصنوعی: من آن شخص بیچارهای هستم که از داراییهای ثروتمندان، به دیگران کمک میکنم.
چشم بد دور از چو من مردیکه ازینها ام و از آنها نیز
هوش مصنوعی: چشم حسود از من دور باشد، من مردی هستم که از این ویژگیها و حتی ویژگیهای دیگری نیز برخوردارم.
بود حاصل ز حضرت تو مراشرف خدمت و تماشا نیز
هوش مصنوعی: از تو به من عزت و موقعیت خدمت به دست آمده و همچنین توانستهام زیباییها را تماشا کنم.
گشت بر بسته این طریق از آنکروی آنم نماند و یارا نیز
هوش مصنوعی: در این مسیر، به دلیل اینکه دیگر نتوانستم چهرهات را ببینم و طاقت هم ندارم، به عقب برگشتهام.
وگرم هیچ روی آن بودیتهنیت رفتی و تقاضا نیز
هوش مصنوعی: اگر تو به آن حالت زیبا بودی، دیگر نیاز به تبریک و ستایش نبود و نیازی به درخواست هم نداشتیم.