شمارهٔ ۱۰۵ - وقال ایضاٌفی الموعظة
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به بیداری و تحرک است. شاعر به دل ناله میکند که از دشواریهای زندگی برخیزد و مانند شیرمردان، غم را کنار بگذارد. او یادآوری میکند که دوران جوانی سپری شده و باید از خواب و سستی خارج شود. شاعر از خواننده میخواهد که به صدای ندای دل گوش دهد و از وضعیت فعلی خود بیرون بیاید. او به ضعفها و مشکلات زندگی اشاره میکند و از فرد میخواهد که برای حمایت از خود و دیگران، تلاش کند و از بندها و محدودیتها رهایی یابد. شاعر همچنین به زیبایی زندگی و پاداشهای الهی اشاره میکند و میگوید که انسان اگر زودتر برخیزد، میتواند نور و شادی بیشتری به زندگی خود بیاورد. در نهایت، این شعر دعوتی به خودباوری، تحرک و تلاش در زندگی است.
چه داری ای دل؟ از این منزل ستم برخیزچو شیرمردان از زیر بار غم برخیز
هوش مصنوعی: ای دل، چه چیز در این وضع و حال داری؟ از این جای ظلم و ستم بلند شو و مانند مردان شجاع از زیر بار غم بیرون بیا.
گذشت دور جوانی هنوز در خوابیشب دراز بخفتی، سپیده دم برخیز
هوش مصنوعی: سن جوانی به پایان رسیده و هنوز در خواب عمیق به سر میبری. پس از خواب شبانه، هنگام بیدار شدن در سپیدهدم است.
صدای نفخۀ صورت بگوش دل برسیدچو غافلان چه نشینی به زیر و بم؟ برخیز
هوش مصنوعی: صدای دمیدنی به دل رسید، در حالی که دیگران غافلند. چرا بیحرکت نشستهای؟ بلند شو و حرکت کن!
نخست پشت خمیده شود، چو برخیزندچو روزگار ترا پشت داد خم، برخیز
هوش مصنوعی: ابتدا ممکن است که به مشکلات و چالشها دچار شوی، اما زمانی که دوباره برمیخیزی و به تلاش ادامه میدهی، میتوانی بر این مشکلات غلبه کنی. زمانی که زندگیت با سختیها مواجه میشود، باید ایستادگی کنی و از نو شروع کنی.
ز بیش و کم چو ترازو مباش زیر و زبرمکن تدنق و از بند بیش و کم برخیز
هوش مصنوعی: از افراط و تفریط بپرهیز و در زندگی حالت متعادل و یکنواختی داشته باش. از بند و محدودیتهای خود خارج شو و به سمت آرامش و تعادل پیش برو.
گرت هواست که چون آفتاب نور دهیچو شمع تا به سحرگه بیک قدم برخیز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند خورشید روشنی ببخشی، باید همچون شمع تا سحرگاه با تلاش و همت از جا برخیزی و حرکت کنی.
قوای نفس تو خون ریز و مفسدند بطبعتو از میان چنین قوم متهم برخیز
هوش مصنوعی: نفس تو دارای تمایلات منفی و مخرب است؛ بنابراین، از میان این جمع افرادی که دارای این ویژگیها هستند، خود را جدا کن.
چهار ضد را با هم تزاحمست اینجاتو خلوتی طلب، از جای مزدحم برخیز
هوش مصنوعی: در اینجا، چهار چیز متضاد با یکدیگر در حال برخورد و اشتباه هستند. تو در این مکان به تنهایی و آرامش نیاز داری، بنابراین از این مکان شلوغ بلند شو و به جایی برو که خلوت باشد.
نه جایگاه نشستست این خراب آبادچو باد از سر دود و غبار و نم برخیز
هوش مصنوعی: این مکان برای توقف مناسب نیست، چون در میان گرد و غبار و دود، بادی وزیده و همه چیز را آشفتگی میکند.
ز پای حرص بننشسته ای دمی یک روزبپای عذر شبی از سرندم برخیز
هوش مصنوعی: مدتی از طمع و حرص خود فاصله بگیر و یک شب برای عذرخواهی و جبران خطاهایت برخیز.
چو کوس هرکه شکم بنده گشت، زخم خوردگرت بلای شکم نیست، چون علم برخیز
هوش مصنوعی: هر کس که به خاطر شکم به زحمت بیفتد، آسیب میبیند. اگر تو درگیر مشکلات شکمی نیستی، پس باید علم و دانش خود را بالا ببری و اقدام کنی.
مساز دام مگس گیر بر ره ضعفاچو عنکبوت، تو نیز از سر شکم برخیز
هوش مصنوعی: در راه ستمدیدگان، مانند عنکبوت، دام نگذار و دست از نیرنگ و فریب بردار.
طرب سرای بهشت از پی تو ساخته اندچرا نشسته ای از غم چنین دژم؟ برخیز
هوش مصنوعی: بهشت به خاطر تو پر از شادی و سرور شده است، پس چرا به خاطر غم و اندوه اینجا نشستهای؟ بلند شو و از این حال بیرون بیا!
فرشتگان فلک سجده می برند ترانشسته ای ز سگان می کشی ستم، برخیز
هوش مصنوعی: فرشتگان آسمان برای تو سجده میکنند، در حالی که تو نشستهای و به سگان ظلم میکنی. برخیز!
ز محدثات بنگذشته کی قدم باشد؟تویی حجاب بزرگ، از ره قدم برخیز
هوش مصنوعی: چگونه میتوان بر محدثات و نوآوریها فائق آمد و به قدمهای راستین دست یافت؟ تو خود مانع بزرگی هستی، از این حجاب کنار برو تا بتوانی قدم برداری.
بخاک توده فرود آمدی و بنشستیتو بیش از اینی ای صدر محتشم، برخیز
هوش مصنوعی: تو در خاک فرو افتادهای و نشستهای، ای رئیس بزرگ و با وقار، بیشتر از این در این حال نمان. بلند شو!
اگرچه اینجا از خاک خوارتر شده ایبشهر تو چو تو کس نیست محترم، برخیز
هوش مصنوعی: هرچند که تو در اینجا بیارزش و پست شدهای، در شهر خود، کسی همانند تو وجود ندارد که محترم و ارزشمند باشد. بنابراین، بلند شو و اقدام کن.
چو هیچ دردسری از تو دفع می نکندمکش تو بیهده دردسر حشم، برخیز
هوش مصنوعی: اگر هیچ مشکلی را از خود دور نمیکنی، پس بیهوده خود را در زحمت ننداز، حرکت کن و از این دردسرها فاصله بگیر.
مخر غرور دم صبح و دام شب، زنهارنه مرغ زیرکی؟ از راه دام و دم برخیز
هوش مصنوعی: در اوج غرور صبح و در دام شب، به خودت بیاندیش و فریب نخور. آیا تو از زیرکی برخورداری؟ از موانع و مشکلات رها شو و پیش برو.
نتیجۀ طمع وخشم، مدح و ذم باشدفرشته خو شو وز بند مدح و ذم برخیز
هوش مصنوعی: نتیجۀ طمع و خشم یا ستایش و نکوهش، چیزی جز دردسر و ناراحتی نیست. بنابراین، خودت را از این افکار آزاد کن و به آرامش و خوبی ها روی بیاور.
به تیغ جورت اگر پی کنند همچو قلمبسر بخدمت این راه، چون قلم برخیز
هوش مصنوعی: اگر با شمشیری که به دست توست مرا دنبال کنند، من همچون قلم آمادهی خدمت به این راه هستم و به یاد قلم برمیخیزم.
به مردمی و هنر آدمی مکرم شدچو بر تو خود نکشیدند این رقم، برخیز
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر شخصیت و هنر انسان به او احترام میگذارند و دیگران او را بزرگ میدانند، لازم است که تو نیز در برابر این تقدیر، خود را از خواب غفلت بیرون بیاوری و به پا خیزی.
تو کیستی که بری نام مردمی؟ بنشینتو چیستی که زنی لاف از کرم؟ برخیز
هوش مصنوعی: تو کیستی که به خودت اجازه میدهی نام مردمی بزرگ را بر زبان بیاری؟ بهتر است بنشینی و فکر کنی که چه جایگاهی داری، که به خودت اجازه میدهی از بزرگواری و کرم صحبت کنی؟ برخیز و بیشتر به خودت توجه کن.
نخواهی آنکه چو سکه قفای گرم خوریمکوب آهن سرد، از سر درم برخیز
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی مانند سکهای گرم در جستجوی دیگری بیفایده باشی، از سردی و بیحالی دوری کن و برخیز.
نه زیرکان همه برخاستند از سر خویشچو لاف میزنی از زیرکی، توهم برخیز
هوش مصنوعی: همه افراد باهوش و باهوش از خودشان بلند شدهاند. وقتی تو از زیرکی و زرنگی خود صحبت میکنی، بهتر است خودت هم به پا خیزی و عمل کنی.
دمی ز عمر تو صد جان نازنین ارزدبهرزه ضایع کردیش دم بدم برخیز
هوش مصنوعی: زندگی تو با هر لحظهای که میگذرد، ارزش بسیار بالایی دارد. پس چرا آن را بیهوده تلف میکنی؟ هر لحظه از عمر تو گرانبهاست و بهتر است که از خواب برخیزی و استفاده بهتری از آن ببری.
چو پیر گشتی یا ایها المزمل خواننه جای وقت صبوحست ای صنم برخیز
هوش مصنوعی: زمانی که پیر شدی، ای کسی که در خواب هستی، وقت بیداری و نشاط سپیدهدم است. ای معشوق، بلند شو!
بساط عمر ابد از پی تو گسترده ستبکوش با خود و از شه ره عدم برخیز
هوش مصنوعی: زندگی ابدی به خاطر تو آماده شده است؛ تلاش کن با خودت همراه شوی و از مسیر نیستی برخیزی.
چنین نشسته بدینجات هم بنگذارندباختیار خود از پیش لاجرم برخیز
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که شخصی در مکانی نشسته و به او اجازه نمیدهند که با اختیار خود تصمیمی بگیرد، پس ناشی از این شرایط، باید از آن مکان بلند شود و حرکت کند.
بصبحدم که درآیی ز خواب مستی طبعبیاد دار که چندت بگفته ام برخیز
هوش مصنوعی: در صبح که بیدار شوی و از خواب سنگین بیرون بیایی، به یاد داشته باش که چندین بار به تو گفتهام که باید بپاخیزی.