شمارهٔ ۱۱۳ - وله ایضاً
هوش مصنوعی: این شعر احساس ناامیدی و پشیمانی شاعر را از سفر و تجربیاتش بیان میکند. او از طالع خود شگفتزده است و به این موضوع میپردازد که با وجود تلاشهای زیادش، در نهایت به چیزی نرسیده و نتیجهای درخور نیافته است. او به قناعت مردان و ناامیدی از حاصل زندگی خود اشاره میکند.
بطالع سفر کردم اندر رکابزهی شوم طالع، زهی شوم طالع
هوش مصنوعی: من به سفر رفتم و از سرنوشت خود بسیار خوشحالم، واقعاً از این قسمت خوشبختم.
بنان تهی از تو خرسند بودمزهی مرد قانع، زهی مرد قانع
هوش مصنوعی: من بدون تو راضی و خوشحال بودم، وای بر مردی که قناعت میکند، وای بر مردی که قناعت میکند.
پس از عمری از تو همین است حاصلزهی سعی ضایع، زهی سعی ضایع
هوش مصنوعی: بعد از زمانی طولانی، این نتیجهی کار من است؛ وای بر تلاشی که هدر رفته و بیثمر بوده است.