شمارهٔ ۱۶۵ - وله فی الامیر الحاجب همان الدّین الیاس
هوش مصنوعی: این متن از شاعر به همامالدین خطاب شده و در آن احساسات عاطفی و فکری شاعر نسبت به او بیان شده است. شاعر از انتظار و longing خود برای دریافت خبر و بشارتی از همامالدین صحبت میکند و میگوید که حتی عقل و علم ارسطو در مقابل مهارتهای او ناتوان است. شاعر همچنین به مسائل دینی و تجارتی اشاره میکند و در نهایت بیان میکند که وضعیت او به گونهای است که پس از شش سال انتظار هنوز به هدف خود نرسیده و تجارتی که کرده به نتیجهای نرسید. در کل، این شعر نمایانگر حس عمیق ناامیدی و اشتیاق شاعر برای ارتباط و دریافت اخبار از همامالدین است.
مجلس محترم همام الدّینای دلم بستۀ اشارت تو
هوش مصنوعی: مجلس محترم همامالدین، ای دل من به نشانههای تو وابسته است.
خاطر تیز ارسطاطالیسقاصر و عاجز از مهارت تو
هوش مصنوعی: ذهن تیز آریستروتل، از توانایی تو ناتوان و عاجز است.
دیرها رفت تا که منتظرمتا که آرد بمن بشارت تو؟
هوش مصنوعی: مدت زیادی گذشت و من هنوز منتظرم که تو چه زمانی برایم خبر خوش را بیاوری؟
نامه باری همی نویس که جانبرخی آن خط و عبارت تو
هوش مصنوعی: نامهای بنویس که جان برخی از مردم به خط و کلام تو بستگی دارد.
گوئیا نیست بر قرار چنانحال وسواس و استشارت تو
هوش مصنوعی: به نظر میرسد حالتی که تو داری، شبیه به دیوانگی و مشاوره دادن نیست.
وان دوشنبه بروزه بودن تووان هر آدینۀ زیارت تو
هوش مصنوعی: دوشنبه و روزی که تو در آن هستی، هر روزی که به زیارت تو میپردازم، برای من خاص و با ارزش است.
وآن بتنها در آبریز شدننیم شبها ز بس جسارت تو
هوش مصنوعی: تمشکزاری در سپیدهدم شبها به خاطر جسارت تو، به تنهایی در آب میافتد.
آن دیانت کجا رعا کردی؟که بدزدید آن بصارت تو؟
هوش مصنوعی: کجاست آن ایمانی که تو در آن رعایت کردی؟ که باعث شد دیدگاه تو به سرقت برود؟
جامۀ من که بیست بیش ارزیدبعد شش ساله استجارت تو
هوش مصنوعی: لباس من که ارزشش بیش از بیست است، بعد از شش سال خدمت تو را به خود میگیرد.
قصبی شد که شش نمی ارزدچشم بد دور از تجارت تو
هوش مصنوعی: این شعر به این معنی است که ارزش شش (شاید اشاره به یک چیز بیارزش باشد) در برابر تجارت و موفقیت تو هیچ است. بهتر است از چشمزخم دور بمانی و بر موفقیتهایت تمرکز کنی.