شمارهٔ ۱۸۱ - و قال ایضآ یمدحه
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش یک شخصیت بزرگ و عادل میپردازد که به عنوان فرمانده و سرپرست حکومت و ملت به شمار میآید. شاعر از ویژگیهای او همچون انصاف، سخاوت، و مدیریتی کارآمد سخن میگوید و بیان میکند که در زمان او هیچ بدی و کاستی وجود ندارد. او به مهارتهای این شخصیت در برقراری عدالت و زیبایی در جامعه اشاره میکند و به قدرت و تأثیر او بر سرنوشت مردم میپردازد. شاعر همچنین از شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه، و نیاز به کرم و بخشش در برابر مشکلات میگوید. در نهایت، شاعر دعا میکند که طول عمر و حیات این شخصیت بزرگ ادامه یابد تا مردم از برکات او بهرهمند شوند.
ای بتو مملکت و ملّت راتازه گشته زنو استظهاری
هوش مصنوعی: ای عشق، به خاطر تو مملکت و ملت دوباره زنده و شاداب شدهاند.
فخر دین صاحب عادل که بشستدولت تو اثر هر عاری
هوش مصنوعی: وقتی که عادل، نماینده دین و اصول اخلاقی است، نشان میدهد که قدرت و موفقیت تو در زندگی، از هر چیز غیرمستقیم و گذرا جداست.
از کتاب لطفت گل ورقیوز لباس عدوت شب تاری
هوش مصنوعی: از کتاب لطفت، گلی برای من برگزیده شده و از لباس دشمنیات، شب تیرهای به وجود آمده است.
نه چو حلم تو بود کم سخنینه چو جود تو بود مکثاری
هوش مصنوعی: نه مثل صبر تو کمگفتهای و نه مانند generosity تو از بخشش دریغ کردهای.
باد بی یاری لطف نزندصبحدم مروحۀ گلزاری
هوش مصنوعی: باد وقتی به کمک کسی نیاید، صبحگاهی در باغ گلها نشاط نخواهد داشت.
ابر بی رخصت دستت ننهدپای بر کنگرۀ کهساری
هوش مصنوعی: ابر نمیتواند بدون اجازه به قلههای کوه برود و بر آنجا بنشیند.
زد بدست تو کرم بر در بخلهم ز نوک قلمت مسماری
هوش مصنوعی: با دستان تو، لطفی بر درِ بخل میزنی، مانند اینکه با نوک قلمت، زهر را به آن مینویسی.
ای که در نوبت فرماندهیتجز جهان نیست دگر غدّاری
هوش مصنوعی: ای کسی که در زمان رهبریات هیچ چیز جز دنیا وجود ندارد، خیانتکاری.
وی که در عالم دین پروریتجز جنین نیست دگر خونخواری
هوش مصنوعی: اگر کسی در دنیای دین زاد و رشد کرده باشد، دیگر جایی برای خشونت و خونریزی ندارد.
اگرت صاحب کافی خوانمنکند عقل برین انکاری
هوش مصنوعی: اگر تو را صاحب کمال و شایستگی بدانم، عقل اجازه نمیدهد که در این مورد شک و تردید کنم.
وگرت آصف ثانی گویمنبود موجب استغفاری
هوش مصنوعی: اگر آصف ثانی را به عنوان مثال بیاورم، هیچ دلیلی برای طلب بخشش وجود ندارد.
همه اضداد جهان متّفقنددر زمان چو تو خوب آثاری
هوش مصنوعی: تمام نظام هستی در گذر زمان به توافق میرسد، وقتی که تو نشانههای خوبی از خود به جا میگذاری.
بید لرزنده چنان زان سبب استکه برو نام خلافست آری
هوش مصنوعی: بیدها به خاطر نامی که دارند، لرزان هستند.
نکند باده خرابی اکنونکه جهان یافت چو تو معمار ی
هوش مصنوعی: مبادا که در این حال که دنیا به زیبایی تو شکل گرفته، مشروب و می مستی به خرابکاری بپردازد.
در میان هنر و فقر ز زرکرد اقبال تو شه دیواری
هوش مصنوعی: در بین هنر و فقر، سرنوشتی که به تو داده شده، همچون دیواری از طلا است.
ندمد بی مدد خاک درتگل حسن از چمن رخساری
هوش مصنوعی: بدون کمک، چهرهی زیبای تو همچون گلی از زمین نمیروید.
نبود بی سخن شکر کفتبخشش و دانش را دیداری
هوش مصنوعی: شکر و قدردانی از بخشش و دانش، نیاز به کلام ندارد و خودشان را به خوبی نشان میدهند.
طوطی عقل شکر خای شودهر کجا زد قلمت منقاری
هوش مصنوعی: هر جا که قلمت به کار میافتد، عقل مانند طوطی با شیرینی کلامش برمیخیزد.
جز ز نوک قلمت کس نشنیدکه شکر زاد زبان ماری
هوش مصنوعی: فقط نوک قلم تو میتواند بگوید که شیرینی کلام زبانی سمی را به تصویر میکشد.
در ثنای تو زند صبح نفسکه چو من نیست جز اینش کاری
هوش مصنوعی: صبح در ستایش تو جان تازهای میگیرد، زیرا مانند من هیچکس دیگری نیست که به جز اینکار توجهی داشته باشد.
زین سبب چرخ ز خورشید نهدهر نفس در دهنش دیناری
هوش مصنوعی: به خاطر این موضوع، زمان به گونهای پیش میرود که هر لحظه از خورشید، قدر یک دینار در اختیار ما قرار میدهد.
هان کجایید هنرمندان هینتیز تر زین نبود بازاری
هوش مصنوعی: ای هنرمندان، کجایید! بیایید و نشان دهید که چقدر سریع و تیز هستید، چون در اینجا خبری از بازار و داد و ستد نیست.
ای ز خلق آمده بر سر چون چشمنظری کن سوی ما یکباری
هوش مصنوعی: ای کسی که از میان مردم آمدهای، همچون تاجی بر سر، یک بار نگاهت را به ما بینداز.
همچو چشم آید بر سر ناچارهر کجا باشد مردم داری
هوش مصنوعی: هر جا که باشی، باید مردمداری را در نظر داشته باشی، چون مانند چشم که هر جا باشد، همیشه در دسترس است.
کار اهل هنر ای صدر جهاندست در هم ندهد بی یاری
هوش مصنوعی: کار هنرمندان به قدری سخت و نیازمند همکاری است که هیچگاه نمیتوانند به تنهایی و بدون حمایت دیگران به موفقیت برسند.
چون نمی دارد شان کس تیمارهر یکی هست چو بوتیماری
هوش مصنوعی: هیچکس به کسی اهمیت نمیدهد و در واقع هر کسی به نوعی به خود مشغول است، مانند بوتیمار که به خود میپردازد.
کرمت از پی این طایفه خاصچه بود گر بکند پیکاری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که باید دربارهٔ شخصیت و رفتار خاص یک گروه سؤال کنیم؛ اگر در برابر آنها مقاومت و مبارزهای صورت گیرد، چه تاثیری خواهد داشت؟
اندرین عهد که قحط کرمستبنه از نام نکو انباری
هوش مصنوعی: در این زمان که بخشندگی و مهربانی کم شده است، از نام نیک باید انباری بسازیم.
صیت احسان ببهای اندکمی فروشند، بخر بسیاری
هوش مصنوعی: نام نیک و خوبی را با کمترین قیمت میفروشند، بنابراین از آن با قیمت زیاد خرید کن.
رسم بی رسمی گردون دانیکه چنو نیست جفا کرداری
هوش مصنوعی: میدانید که در این دنیا، حتی در کارهای بیقید و شرط هم ممکن است از کسی بدی ببینید و درستی را فراموش کنید.
همچو نیشکّر ازو در بندستهر کجا هست شکر گفتاری
هوش مصنوعی: هر جا که سخن شکرین و دلنشینی به میان میآید، باید بدانیم که پشت آن نوعی تلاشی و زحمت وجود دارد که مانند نیشکر به دقت و صبر تولید میشود.
باز با تیغ و کمر چون کوهستهر گرانجانی و ناهمواری
هوش مصنوعی: مثل کوه، هر کسی که سنگین و ناهموار است، دوباره با تیغ و کمر مواجه میشود.
بارها گفت سخایت که تراهست در ذمّت ما ادراری
هوش مصنوعی: شما بارها گفتهاید که در دل ما حق و احساسی نسبت به شما وجود دارد که باید ادای آن را بکنیم.
بده ای خواجه کنون تا برهماز تقاضای تقاضا باری
هوش مصنوعی: ای آقا، اکنون لطفاً بده تا به خاطر درخواستهای مکرر، از این موضوع خلاص شوم.
هفت سالست بهم پیوستهرسم داعی که بدی هر باری
هوش مصنوعی: مدت هفت سال است که به طور مداوم در حال انجام این کار هستم، به طوری که هر بار یادآوری میشود.
غم آنست که، چون در بندمصد و هفتاد و سه گز دستاری
هوش مصنوعی: غم این است که وقتی در بند و زنجیر هستم، به اندازهای که دستهایم به هم بسته شده، احساس محدودیت میکنم.
مدّت عمر تو بادا چندانکه ابد باشد از آن معشاری
هوش مصنوعی: باشد که مدت عمر تو به اندازهای طولانی باشد که حتی ابد نیز از آن معشوقه تو باشد.