شمارهٔ ۶ - وله ایضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش خدایی میپردازد که از او اقتدا کرده و اشاره به قدرت و عظمت آن دارد. او تواضع و عجز خود را نسبت به تقصیراتش بیان میکند و به این نکته اشاره میکند که نمیتواند از تقدیر فرار کند. شاعر امیدوار است که خداوند، با وجود همه نارساییهایش، به او توجه کند و او را مورد لطف و عنایت قرار دهد. او همچنین به ارتباط میان تلاشهای انسانی و قضا و قدر الهی اشاره میکند و در نهایت از خداوند انتظار امداد و پذیرشی از طرف او دارد.
ای به حکم تو اقتدا کردهتیغ خورشید در نفاذ و مضا
هوش مصنوعی: ای کسانی که به فرمان تو پیروی کردهاند، تیرگی شب را با نور خورشید در هم شکستهاید.
چرخ را در مقام حشمت توباز مانده ز کار هفت اعضا
هوش مصنوعی: چرخ و فلک به خاطر عظمت تو از فعالیت هفت عضو خود عقب مانده است.
در شب حادثات خاطر توهمچو صبح است با یدبیضا
هوش مصنوعی: در شبهای پرخطر و دشوار، دل تو همچون صبح روشن و پاک است، مانند دستی که معجزهای بیرون آورده باشد.
مهر تو در دل هنرمندانهمچنان تشنگیست در رمضا
هوش مصنوعی: محبت و عشق تو در دل هنرمندان مانند عطش و نیاز به آب در گرمای تابستان است.
گرچه تقصیر بنده چندانستکه برون شد ز حدّ استرضا
هوش مصنوعی: هرچند که اشتباهات من زیاد است و موجب نارضایتی شده است، اما امیدوارم که مرا ببخشید.
انقباض من اختیاری نیستکآدمی هست شهر بنده قضا
هوش مصنوعی: انقباض و تنگی حال و وضعیت من به اختیار خودم نیست، زیرا من به عنوان یک انسان در دنیایی زندگی میکنم که تحت تأثیر مقدرات و سرنوشت قرار دارم.
در توان یافت این قدر، زیراکدر عبادات ممکنست قضا
هوش مصنوعی: به اندازهای که در عبادت و بندگی تلاش کنیم، میتوانیم به نتایج و عواقب آن دست یابیم.
اینهمه هست و چشم می دارمالتفاتی ز تو به عین رضا
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که با وجود همهی خوبیها و نعمتها، همچنان منتظر توجه و محبتی از سوی تو هستم که برایم بسیار ارزشمند است.
صبح صادق چو عذر روشن داشتانجم ازوی همی کنند اغضا
هوش مصنوعی: صبح که شد و عذر روشن گردید، ستارهها از او رو برمیگردانند.
هست از انعام تو توقّع مناوّل اغضا و آنگهی امضا
هوش مصنوعی: من از الطاف و نعمتهای تو انتظار دارم؛ ابتدا بیتوجهی و سپس تأیید و امضای تو.