شمارهٔ ۱۶ - ایضا له
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش ادب و هنر و همچنین فضل و کرم سرور ارباب هنر پرداخته است. شاعر از بیپایانی انعام و لطف او سخن میگوید و اینکه چگونه هنر و زیبایی از وجود او جان میگیرد. او به هنر و خلاقیت به عنوان نتیجهای از لطف و بخشش این بزرگوار اشاره میکند و بیان میکند که هنر مانند جواهری است که از دل عشق و احساسات زاده میشود. شاعر از سرور میخواهد تا داستان او را بشنود و بر مشکل خود که سالهاست دست به گریبان آن است، توجه کند. او از سرور درخواست دارد تا به نوشتهای که بر زندگیاش تاثیر دارد، تجدید نظر کند و آن را امضا کند، زیرا این نوشته حیات او را تحت تاثیر قرار داده است. در کل، شعر به رابطه عمیق بین هنر، لطف و بخشش اشاره دارد و خواستار تجدید نظر در مسائل شخصی شاعر است.
عالم لطف و کرم سرور ارباب هنرای که انعام تو چون فضل تو بی پایانست
هوش مصنوعی: ای استاد بزرگ هنر، تو که عالم سرشار از محبت و سخاوتی، بهشت مهر و کرمت بینهایت است و انعامهایت همچون فضل تو هیچگاه پایان نمیپذیرد.
جان درازیّ امل از قلم کوته تستکه ریاض کرم از گریۀ او خندانست
هوش مصنوعی: طول عمر آرزوها به اندازهی بینش و قلم تو وابسته است، زیرا خوشبختی و خوشحالی از درد و رنج او ناشی میشود.
فیض انعام جز از کلک تو می نگشایدآن قلم نیست مگر نایژۀ احسانت
هوش مصنوعی: برکات و رحمتها تنها از قلم تو جاری میشود و بدون نیکویی و لطف تو، آن قلم ارزشی ندارد.
خود پدیدست ز لطف تو که جان هنرستکه هنر پروری تو ز میان جانست
هوش مصنوعی: وجود من و هنرهایی که دارم، به برکت لطف و محبت توست. هنری که در من شکوفا شده، نتیجه نوازش و توجه تو به جان من است.
توده بر توده ز گوهر خط مشک آگینتهمچو از دیدۀ عشّاق شب هجرانست
هوش مصنوعی: گویند که وقتی عاشقان در شب هجران قرار میگیرند، اشکها و غمهایشان مانند تودهای از گوهرهای سیاه و درخشان در هم انباشته میشود؛ به گونهای که زیبایی و عمق احساساتشان از این ناامیدی و فراق قابل مشاهده است.
عالم لطف تو از هتگه جانست و دروهر کجا گام زند باغ و سرابستانست
هوش مصنوعی: دنیا پر از نعمتهای توست و در هر جایی که قدم بگذاری، باغها و زیباییها دیده میشود.
رای درخشان تو هم سایه و هم خورشیدستخاطر تیز تو هم آتش و هم ریحانست
هوش مصنوعی: فکر روشنت مانند سایه و خورشید، و ذهن تیز تو به مانند آتش و عطر گل ریحان است.
از سر لطف و کرم قصّة من اصغا کنکه مرا فکر در این واقعه سرگردانست
هوش مصنوعی: لطفاً داستان من را با دقت بشنو، زیرا در این موضوع بسیار در فکر و نگرانی هستم.
حصّه یی از کرم آباد که آن حقّ منستخود دوسالست که از جور فلک ویرانست
هوش مصنوعی: بخشی از کرم آباد که متعلق به من است، به مدت دو سال به دلیل ظلم و ستم زمانه ویران و خراب شده است.
تو که قانون سخا از قلمت مضبوطستهیچ دانی که چرا در قلم نسیانست؟
هوش مصنوعی: تو که از سخاوت و بخشش قوانین را میدانی، آیا میدانی چرا در دنیای فراموشی و نسیان هستی؟
غم آنست که این حصّه نویسد بر ترککانک بر برگ نویسند هنوز آسانست
هوش مصنوعی: غم این است که این قسمت را بر ترک بنویسند، در حالی که بر روی برگ هنوز نوشتن کار آسانی است.
لطف فرمای و به تجدیدش امضا بنویسکه مرا خود ز جهان وجه معیشت آنست
هوش مصنوعی: لطفاً با امضای خود تأیید کن که برای من تنها همین ارتباط با تو مهم است و زندگیام به آن بستگی دارد.