شمارهٔ ۶۵ - فی الشّکایه
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق ناامیدی و بیمعنایی شاعر است. او احساس میکند که در زندگی هیچ شادی و خوشبختی ندارد و تنها رنگی از جوانی، که به سیبی رنگی تشبیه شده، نصیبش شده است. شاعر به ناامیدی از تقدیر و سرنوشت اشاره میکند و میگوید که تلاشهایش بیفایده است زیرا تقدیر آسمانی مانع از رسیدن به اهدافش میشود. او در مورد هنر و فضیلت نیز میگوید که بر خلاف انتظار، کارهای خوب در این دنیا به او سودی نمیرساند و تنها امیدش به دنیای دیگر است. در نهایت، شاعر به سه سال سفر خود اشاره میکند و میگوید که هیچ ارمغانی جز داستانها و فسانهها برایش نداشته است.
مرا که هیچ نصیبی ز شادمانی نیستبسی تفاوتم از مرگ و زندگانی نیست
هوش مصنوعی: من که هیچ لذتی از خوشبختی نمیبرم، خیلی فرقی بین مرگ و زندگیام نیست.
بروزگار جوانی اگر ترا رنگیستمرا بجز سیبی رنگی از جوانی نیست
هوش مصنوعی: در دوره جوانی اگر به دنبال چیزی هستی، برای من جز رنگ سیب در این جوانی چیزی نیست.
ز من فلک عوض عشوه عمر می خواهدکه عشوه نیز درین دور رایگانی نیست
هوش مصنوعی: زندگی از من برای گذراندن عمرش به تلاشی شیرین و فریبنده نیاز دارد، اما در این زمان، چنین تلاشی رایگان و بیدلیل نیست.
ز نا روایی کارم شکایتست ار نیدر آب چشمم تقصیر از روانی نیست
هوش مصنوعی: من از اینکه کارهایم خوب پیش نمیرود، گلهمندم. اگر اشکهایم در آب جاری هستند، تقصیر از خود روان نیست.
برای نظم معیشت همیشه در سعیمچه سود سعی چو تقدیر آسمانی نیست؟
هوش مصنوعی: در تلاش برای بهبود زندگیام هستم، اما چه فایدهای دارد این تلاش وقتی که سرنوشت آسمانی بر من حاکم است؟
کسی که او را فضلی چنان که باید هستگمان مبند که کارش چنین که دانی نیست
هوش مصنوعی: کسی که او را با فضیلت میدانی، باور نکن که کارهایش همانطور که فکر میکنی وجود دارد.
در آن جهان مگرم بهره یی بود ز هنرچو هیچگونه مرا کام این جهانی نیست
هوش مصنوعی: در آن جهان ممکن است که من از هنر بهرهای ببرم، چرا که در این دنیا هیچ چیز مرا راضی نمیکند.
چو شاعری ز پی عدّت قیامت راستسزد که حصّة من زین حطام فانی نیست
هوش مصنوعی: شاعر میگوید: به خوبی میدانم که در روز قیامت، باید به خاطر کارهایم پاسخگو باشم. از این دنیا و چیزهای ناپایدار و زودگذر، سهمی برای من وجود ندارد.
چو بهترین هنری در زمانه بی هنریستمرا چه سود که سرمایه جز معانی نیست؟
هوش مصنوعی: اگر در دنیایی که پر از نادانی و بیهنری است، بهترین هنر را داشته باشم، برای من چه فایدهای دارد وقتی که سرمایهام تنها به معانی محدود میشود؟
پس از سه سال سفر از من این که بستاند؟که جز فسانه مرا هیچ ارمغانی نیست
هوش مصنوعی: پس از سه سال سفر، چه چیزی از من میخواهد که جز داستانی، چیزی برای ارائه ندارم؟