شمارهٔ ۱۱۳ - ایضا له
هوش مصنوعی: شاعر به زمانی اشاره دارد که مردم به خاطر مشکلات و رنجهای خود در غم و اندوه هستند. او میگوید که مانند حیوانات، انسانها هم نمیتوانند از خوراک و شرایط سخت فرار کنند. او از عشق به خداوند و فضایل انسانی سخن میگوید و اینکه در چنین شرایطی هیچ کسی به او کمک نکرده و او خودش هم نیازمند است. در نهایت، شاعر در پی یافتن معنا و پاسخ به سوالاتی در مورد زندگی و حال خویش است.
ای صدر روزگار به عهد تو روزگارخون دلم بشادی هر خس چه می خورد ؟
هوش مصنوعی: ای بزرگترین و بهترین فرد، در زمان تو، دوران سختیها و غمهای من به شادی و خوشی تبدیل میشود. هرکس که درد و رنجی میکشد، چه فایدهای دارد؟
روزی ز روی لطف نگویی که خود فلاندر حالتی چنین خود رده کس چه می خورد؟
هوش مصنوعی: روزی به خاطر محبت و لطفی که داری، نگو که فلانی در این وضعیت خاص چه میخورد؟
از خورد چونکه جانوران را گزیز نیستدانم که نیست جان مقدّس ، چه می خورد؟
هوش مصنوعی: از آنجا که جانوران نمیتوانند از خوردن پرهیز کنند، میدانم که روح مقدس نیست؛ پس چه معنایی دارد که بخواهد بخورد؟
از ما نیافت هیچ و کسی دیگرش ندادو او خود نداشت دستگهی ، پس چه می خورد؟
هوش مصنوعی: هیچکس چیزی به او نداد و او هم خودش چیزی نداشت، پس چه میتواند بخورد؟