شمارهٔ ۱۴۵ - کتب الی امیر عزّالدّین علی شیر ابن بابویه
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عظمت و کیفیت خاص یک هنرمند یا شاعر اشاره میکند که آثارش تأثیر زیادی بر دیگران دارد. او میگوید که فهم و درک حقایق شعری که آن شخصیت راجع به آن صحبت میکند برای دیگران دشوار است. هنرمند یا شاعر مورد نظر با نبوغ خلاق خود همواره در مرکز توجه قرار دارد و دیگران از آثارش بهرهمند میشوند. شاعر در ادامه بیان میکند که آثار او، همچون گوهری با ارزش، همواره مورد توجه و ستایش قرار میگیرد و در میان دیگران برتری دارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در گرما و سرما، آثار و سخنان این هنرمند همواره حاوی پیامهای والایی هستند و او را به خاطر خلاقیتش ستایش میکند.
ای آنکه خاک پای ترا روشنان چرخدایم بمیل شعشعه چون توتیا برند
هوش مصنوعی: ای کسی که خاک پای تو برای روشنیبخشیدن به آسمانها همیشه همچون تیری به سوی نور پرتاب میشود.
آنجا که جفت ساز سرخامه ات بودلحنی بود تمام که نام نوا برند
هوش مصنوعی: در جایی که عشق و الهام به خوبی در هم تنیده شده است، صدایی وجود دارد که به زیبایی میتواند نام آن را با نوا و موسیقی همراه کند.
افهام را بساحل ادراک راه نیستدربحر شعرت ارچه بسی آشنا برند
هوش مصنوعی: درک و فهم انسان نمیتواند به سادگی به ساحل معرفت نزدیک شود، زیرا در دریای شعر، حتی اگر بسیاری با آن آشنا باشند، راهی برای رسیدن به فهم کامل وجود ندارد.
ارباب دل چو غنچه بنزدیک نظم توپیراهن آورند وز حالت قبا برند
هوش مصنوعی: وقتی که دل از عشق تو به شوق میآید، مانند غنچهای که نزدیک میشود، پیراهنی برای تو میآورند و از حالتی که در آن هستی، قبا یا لباسی بر میدارند.
روحانیون چو بینند ابکار فکر توته ته زنند در وی و نام خدا برند
هوش مصنوعی: روحانیون وقتی که چهرهی نو و بیتجربهی تو را میبینند، تلاش میکنند تا با تأثیرگذاری بر تو و ورود به افکار و اندیشههایت، راه خود را باز کنند و نام خدا را نیز در میان بگذارند.
آنجا که خوان همّتت آراست روزگاراین هفت طاس گردون کاسه کجا برند؟
هوش مصنوعی: در جایی که تو تلاش و کوشش خود را به کار بستهای و همه چیز را طبق میل خود سامان دادهای، این روزگار با کاسهای خالی و بیمحتوا، چه تقدیری برای تو رقم خواهد زد؟
دریا که قطره ییست ز دریای طبع تونزدیک فیض طبع تو نامش چرا برند؟
هوش مصنوعی: دریا که تنها یک قطره از آن است، نزدیک به صفات و ویژگیهای تو است، پس چرا باید نام آن را بر زبان بیاوریم؟
آن کلک را که دست تو سردستیش گرفتآگه نیی که خلق همی زو چها برند
هوش مصنوعی: آن هنری که در دستان تو است، تو را از آن بیخبر کرده و نمیدانی که مردم چقدر به آن حسرت میخورند یا به آن چه میگویند.
دانی چه می برند ازو؟ من بگویمتهردم هزار گوهر افزون بها برند
هوش مصنوعی: میدانی از او چه چیزهایی به دست میآید؟ من به تو میگویم که هر لحظه هزاران گوهر با ارزش بیشتر به دست میآورند.
تو قوّت سخن ده و گر ماه و آفتاببروی برند غیرت، بگذار تا برند
هوش مصنوعی: تو قدرت صحبت کردن را به من بده و اگر ماه و آفتاب هم برای تو بروند، نگران نباش و بگذار هر چه میخواهند بروند.
سوداست شعر نزد تو آوردن آنچنانکقانون سوی مسیح زماخولیا برند
هوش مصنوعی: شعر زیبا و شاعرانه را برای تو آوردن، همانند این است که قانونی الهی را به سوی مسیح بیاورند.
هندوی نیم سوخته خاطرت بودهر نظم کان زخاطر اصحابنا برند
هوش مصنوعی: یادت هست که آن هندوی نیم سوخته در خاطرت بود؟ هر شعری که از یاد دوستان ما آمده بود.
دانم که کس ندید جز از جزو شعر منکز اصفهان بهمدان جزو خطا برند
هوش مصنوعی: میدانم که هیچکس جز من به این شعر نپرداخته و تنها از اصفهان تا به ماند چیزهای نادرستی مینویسند.
روزی که از برای غذای روان و عقلاز خوان خاطر تو زهرگون ابا برند
هوش مصنوعی: روزی که برای تأمین روح و عقل، از سفرهی تو که پر از زهر است، خودداری کنند.
ز انواع سردی و ترشی هرچه بایدشفرمای تاز مطبخ سودای ما برند
هوش مصنوعی: از هر نوع سردی و ترشی که باید، هر چه خواستهاید، بفرمایید تا از آشپزخانه عشق ما بیاورند.
نزدیک مثل تو سخن آور چو من خموشچون آورم سخن ؟ که خود این از شما برند
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند مانند تو سخن بگوید و من نیز در برابر تو خاموش هستم. چگونه میتوانم حرفی بزنم وقتی که خود این کلام از شما نشأت میگیرد؟
تیزست خاطر تو و ترسم چو بیندشحالی ز روی خشم بگوید که وا برند
هوش مصنوعی: ذهن تو بسیار تیز و هوشیار است و من از این میترسم که اگر حالتی عصبی یا خشمگین داشته باشی، ممکن است همانطور که هستی از من دور شوی یا مرا ترک کنی.
دانم بسی زنخ زند و گویداینت ریشچون جزو شعر من و بر طبعت فرا برند
هوش مصنوعی: میدانم که بسیاری به من حمله میکنند و میگویند که ریش من (و روش بیان من) تنها بخشی از شعر من است و بر طبیعت من تأثیر میگذارد.