شمارهٔ ۲۷۴ - وله ایضا
هوش مصنوعی: شاعر از زندگی ناخوشایند و دل پریشانش شکایت میکند. او احساس میکند که مشکلات زندگی به شدت بر او تأثیر گذاشتهاند و دلش مانند تیرکشی پر از زخم است. هیچ نشانهای از آرامش و راحتی در زندگیاش نمیبیند و از خوشحالی بیخبر است. همچنین، از افرادی که دلشکستهاش را متوجه نمیشوند، ناخشنود است و به نوعی عفو را طلب میکند.
آه از این زندگیّ ناخوش منوز دل و خاطر مشوّش من
هوش مصنوعی: زندگی ناخوشایند من و دل و ذهن نگرانم مرا آزار میدهد.
سپر زخم حادثات شدستدل پر تیر همچو ترکش من
هوش مصنوعی: دل من که به خاطر مشکلات و سختیهای زیادی آسیب دیده، مانند ترکش زخمی شده است.
در همه عصر خویش نشنیدستبوی راحت دل بلاکش من
هوش مصنوعی: در تمام دوران زندگیام، من هرگز عطر آرامش را نچشیدم، زیرا همیشه در درد و رنج بودهام.
طمع خوشدلی ندارم از آنکروز خوش کرده است شب خوش من
هوش مصنوعی: من از اینکه این شب به خاطر روز خوشی که داشتهام، دلخوشی ندارم و به خوشیهای آینده امیدی ندارم.
هم عفاالله مردم چشممکآبکی میزند بر آتش من
هوش مصنوعی: شخصی در اینجا از وضعیتی صحبت میکند که به دلیل احساساتش، آتش درونش شعلهورتر میشود. او به دیگران هم اشاره دارد که با رفتارشان، گویی آتش تنش را بیشتر میکنند. در واقع، این عبارت نشاندهندهی شدت احساسات و تأثیر دیگران بر اوست.