شمارهٔ ۸ - وله ایضا یمدحه و یصف الرّیاحین
هوش مصنوعی: شعر در مورد زیبایی و ظرافت گلها و رابطه آن با محبوب است. شاعر با توصیف زیبایی چهره محبوب، به ویژگیهای گل و بهار اشاره میکند و از آنها برای بیان عشق و احساسات خود استفاده میکند. او به تأثیر عشق بر خود و دنیا اشاره میکند و میگوید زیبایی محبوبش بر تمام چیزها چیره است. شاعر همچنین به نقش محبت و عدالت در زندگی و حفظ آنها در مقابل خساست و دشمنی اشاره میکند و از وحدت بین خود و محبوب صحبت میکند. این شعر به نوعی تمجید از بهار و جشنی به نام نوروز است که در آن امید و شکرگزاری وجود دارد.
زهی با چهره ات گلبار گلزاررخت گلگونۀ رخسار گلزار
هوش مصنوعی: چهرهات همچون گلهای زیبا در باغ است و رخسارت، شاداب و سرخ مثل گلهای تازه.
شکسته تاب زلفت پای سنبلنهاده دست حسنت خار گلزار
هوش مصنوعی: زلف تو آنقدر زیباست که نمیتوانم تحمل کنم و پای سنبلها را روی زمین گذاشتهام، در حالی که زیبایی تو مثل خاری در گلزار است.
مگر در گلستان بگذشته یی دوشکه می خندد در و دیوار گلزار
هوش مصنوعی: آیا دیشب در باغ گلستان نبودهای که اکنون دیوارها و گلها سرشار از خوشحالی و شادی به نظر میرسند؟
چو عهدت سست بدزین پیش و اکنونچو خشمت تیز شد بازار گلزار
هوش مصنوعی: وقتی که پیمانت ضعیف بود، به فرار و دزدی متوسل شدی، اما اکنون که خشم تو شدید شده، حالا در گلزار شلوغی به سر می بری.
صبا کو با تن بیمار هر دمبجان کوشید در تیمار گلزار
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی، به خاطر وجود بدن رنجورم، هر لحظه تلاش میکند تا جانم را در زیبایی گلزار بهبود بخشد.
چو بوی زلف و رنگ عارضت دیدبیک ره سست شد در کار گلزار
هوش مصنوعی: وقتی بوی مو و رنگ چهرهات را حس کردم، به یکباره در دنیای گلها و زیباییها غرق شدم.
خراب آباد بد، گر لطف خواجهنگشتی چون صبا معمار گلزار
هوش مصنوعی: اگر لطف و محبت معشوق شامل حال ما نمیشد، حتی زیباترین مکانها نیز به یک ویرانه تبدیل میشد.
نگار سرو قد دیدی بآییننگه کن قدّ آن سرو نگارین
هوش مصنوعی: به تماشای عشوهها و زیباییهای معشوق بنشین، زیرا قامت او همچون سرو زیبا و خوشنماست.
قبای لطف بر بالای سروستولی بی تو که را پروای سروست؟
هوش مصنوعی: لباس زیبای محبت بر قامت سرو مینشیند، اما در غیاب تو، هیچکس به فکر زیبایی سرو نیست.
اگر در چشم آیی جای آن هستکه اندر جویباران جای سروست
هوش مصنوعی: اگر در چشمانت بیایی، ارزش تو از هر درخت بلندی در کنار جویبار بیشتر است.
ببالای تو ماند راستی رادلم را زین سبب سودای سروست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی تو در آسمانها رنج میکشد، زیرا عشق تو مانند سروهای بلند و زیباست.
چو سرو آزاد کرد قامت تستچرا گویم قدت همتای سروست؟
هوش مصنوعی: وقتی قد بلند و زیبا همچون سرو آزاد را مشاهده میکنم، دیگر نمیتوانم بگویم که قد تو با زیبایی سرو همترازم است.
مگر شادی قدّت خورد نرگسکه مست افتاده اندر پای سروست
هوش مصنوعی: شاید زیبایی قد تو باعث شده است که نرگس، به حالت مستی و سرخوشی، در پای سرو افکنده شود.
همه پشت زمین روی شکوفه ستهمه زیر فلک بالای سروست
هوش مصنوعی: تمامی موجودات روی زمین به زیبایی شکوفهها مشغولاند و در زیر آسمان، درختان سرو را میبینیم که به سوی بالا رشد میکنند.
چو رای خواجه میلش زی بلند یستاز ان طبعم چنین جویای سروست
هوش مصنوعی: وقتی که نظر و خواستهی بزرگمردان به چیزهای عالی و بلند میرسد، طبیعت من نیز به دنبال زیبایی و خوشحالی است.
چنار از جان هوا خواه بهارستز بس کش دست نعمت بر چناراست
هوش مصنوعی: چنار از عشق بهار زندگی میکند و به خاطر آن، دست نعمتی که از بهار به او میرسد را کنار گذاشته است.
ز زلفت بس که می ریزد بنفشهز گلبرگت همی خیزد بنفشه
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت موهای تو، بنفشهای از گلبرگ تو میروید و میخزد.
جهان شد چون دهانت تنگ برویکه در لعل تو آویزد بنفشه
هوش مصنوعی: جهان مانند دهانی تنگ شده است که در آن بنفشهای به لعل تو آویخته است. به عبارت دیگر، فضای اطراف به گونهای شده که نمیتواند زیبایی و لطافت تو را به خوبی نشان دهد.
غذای نرگس بیمارت اینستکه با شکّر بر آمیزد بنفشه
هوش مصنوعی: غذای نرگس بیمار این است که با شکر مخلوط شود و بنفشه به آن اضافه شود.
چه جادوییست چشم ناتوانت؟که از آتش برانگیزد بنفشه
هوش مصنوعی: چشم نازک و احساسات تو چه قدرتی دارد که میتواند حتی گل بنفشه را از آتش زنده کند؟
ز رویت سر چرا برتافت زلفت؟مگر کز لاله پرهیزد بنفشه
هوش مصنوعی: چرا موهای تو مانند زلفت درخشنده است؟ آیا بنفشه از لاله دوری میکند؟
فرو می پیچد از دست خطت پایکه از گلزار بگریزد بنفشه
هوش مصنوعی: دستی که با محبت و شوق نوشته شده، همچون گلی که از باغچه دور میشود، زیبایی و لطافت را در دل خود میفشارد.
سر زلف چو نوک کلک خواجه ستکه بر کافور می ریزد بنفشه
هوش مصنوعی: موهای سرش مانند نوک قلمی است که بر روی کافور، عطر بنفشه را میپاشد.
بآتش غنچه زان پیکان در آکندکه نیلوفر سپر بر آب افکند
هوش مصنوعی: با آتش گرمی که از آن پیکان به غنچه میرسد، نیلوفر به خاطر حفاظت خود بر آب میافتد.
دهد مردم لب خندان غنچهنشانی از دل ویران غنچه
هوش مصنوعی: مردم با لبخند خود، نشانهای از دل شکسته و غمگینشان را به نمایش میگذارند.
درآمد تازه روی و قرطه بگشادزهی! صد آفرین بر جان غنچه
هوش مصنوعی: به تازگی چهرهای زیبا وارد شده و گلهایش را باز کرده است. چه خوب، هزار بار نیکوست برای روح گل!
هم اکنون باد نوروزی بیک دمهمه پیدا کنم پنهان غنچه
هوش مصنوعی: همین حالا نسیم بهاری را حس میکنم که در یک لحظه، آثار آن را به وضوح ببینم و در عین حال، غنچههای پنهان را هم شناسایی کنم.
مگر لاله دهان زان بازکردستکه گیرد در دهان پستان غنچه
هوش مصنوعی: آیا گل لاله دهانش را باز کرده که غنچه پستان را در دهان خود بگیرد؟
بدین ده دانۀ گاورس کافکندصبا اندرین انبان غنچه
هوش مصنوعی: صبا در این کیسه غنچه، دانههای گلی را پراکنده میکند.
بخون دل فراهم کرد صد برگکه بلبل می رسد مهمان غنچه
هوش مصنوعی: دل را آماده کرده است که صد برگ برای بلبل فراهم کند، زیرا بلبل به عنوان مهمان به سراغ غنچه میآید.
چو سوفار از نسیم لطف خواجهلبالب خنده شد پیکان غنچه
هوش مصنوعی: چون نسیم ملایم و دلپذیر از طرف دوست می وزد، غنچه مانند سوفار (این ساز) پر از شادی و خنده میشود.
صبا چون من ز عشق روی دلدارگهی دیوانه باشد گاه بیمار
هوش مصنوعی: نسیم وقتی که به عشق چهره معشوق میفروشد، گاهی مرا به جنون میبرد و گاهی بیمار میکند.
زهی نقش رخت بر گلشن گلگرفته سنبلت پیرامن گل
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو مانند نقش و نگاری در باغی است که پر از گلها است و زیبایی سنتبلت دور این گلها را فراگرفته است.
ز رعنایی ترا عاری نباشدکه تر نیکوتر آید دامن گل
هوش مصنوعی: تو به زیبایی خود افتخار کن، چرا که زیبایی تو از دامن گل نیز زیباتر است.
بناز و لابۀ ما هر دو ماندخروش بلبل و خندیدن گل
هوش مصنوعی: زیبایی و شادابی ما هر دو به اندازه صدای پرنده و لبخند گل، دلنشین و دلانگیز است.
مگر با خار سرتیزاندر آویخت؟کزینسان پاره شد پیراهن گل
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که با خارهای تیز به سر تو برخورد کرده باشد؟ زیرا به این دلیل، پیراهن گل پاره شده است.
خط سبزت توان برخواندن از دوربشبگیر از چراغ روشن گل
هوش مصنوعی: با نور روشن گل، از دور پیامت را میخوانم و به تو پاسخ میدهم.
زرشک روی تو وز آه سردمبیفسردست خون اندر تن گل
هوش مصنوعی: عشق تو همچون زرشک است و آه سرد من باعث خنک شدن آن میشود و این درد در دل من همچون خون در تن گل جاری شده است.
ز شرم تست یا از خشم خواجهکه آتش بردمید از خرمن گل
هوش مصنوعی: آیا این شرم توست یا خشم آن آقا که عشق من مانند آتش، گلها را میسوزاند؟
همه یا رنگ رز یا بو فروشندکه زیر سر و تنها باده نوشند
هوش مصنوعی: همه یا زیبایی گل را میفروشند یا عطر را، در حالی که فقط خودشان به نوشیدن شراب مشغولند.
خوشا بوقت سحر آواز بلبلخوشا بر شاخ گل پرواز بلبل
هوش مصنوعی: در هنگام صبحگاه، صدای دلنشین بلبل خوشایند است و پرواز آن بر روی گلها زیبایی خاصی دارد.
چمن بس با نوا جاییست کآنجاهمه برگ گلست و ساز بلبل
هوش مصنوعی: چمن مکانی زیبا و دلنشین است که در آن همهجا گلها و صدای خوش بلبل به گوش میرسد.
نمیشاید تحمّل کردن انصافبدلتنگیّ غنچه ناز بلبل
هوش مصنوعی: تحمّل کردن بینظمی و بیانصافی برای دلی که پر از محبت است، درست نیست. غنچهی زیبای بهار نمیتواند به راحتی غم بلبل را بپذیرد.
نوای چنگ و بانگ عاشقانستبهر شام و سحر دمساز بلبل
هوش مصنوعی: صدای چنگ و آواز عاشقان در هر شام و صبح، همدم و همراه بلبل است.
صبا برسوسن و گل جامه بدریداز آن شد آشکارا راز بلبل
هوش مصنوعی: نسیم به گل و سنبل وزید و پارچههای گل را چاک کرد، و از این رو راز عشق بلبل نمایان شد.
خوشست این گنبد گل خاصه وقتیکه پیچد اندرو آواز بلبل
هوش مصنوعی: این گنبد زیبا بسیار دلنشین است، بهویژه هنگامی که صدای بلبل در آن طنین انداز میشود.
رسیل بلبلم در مدح خواجهتو طوطی دیده یی انباز بلبل؟
هوش مصنوعی: بلبل در وصف خواجه تو، مانند طوطی که در کنار بلبل نشسته، در حال نغمهسرایی و مدحگویی است.
جهان در بزم نوروزی نشسته ستبیاد خواجه جام لاله در دست
هوش مصنوعی: دنیا در جشن نوروزی حاضر است و به یاد بزرگی دمی را سپری میکند و گل لالهای در دست دارد.
گرافتد عکس رایش در شکوفهبتابد همچنان اختر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر تصویر زیبای تو در گلها نمایان شود، مانند ستارهای درخشان در دل شکوفهها میدرخشد.
و گر درسایۀ دستش کند جایچو گل زرّین شود یکسر شکوفه
هوش مصنوعی: اگر در سایه دست او قرار بگیری، مانند گل زرین تمام و کمال خواهید شد و به شکوفه خواهید نشست.
همی زاید چو رای روشن اوبطفلی پیر از مادر شکوفه
هوش مصنوعی: چنانکه فکر روشن او به مانند کودکی که از مادرش به جهان میآید، همیشه نو و تازه است.
درخت خشک از وجودش خورد آبکند درحال سیم و زر شکوفه
هوش مصنوعی: درخت خشک با وجود خود آب را میخورد و همزمان به شکوفههای نقرهای و طلایی ظاهر میشود.
ز جود دست او روزی چونرگسز زر بر سر نهاد افسر شکوفه
هوش مصنوعی: از بخشندگی او روزی مانند گل نرگس، به مجموعهای از زر (طلا) بر سر گذاشته شده و تاجی همچون شکوفهای زیبا دارد.
صبا از خاک پایش شمّه یی داشتدروم زان ریختش بر سر شکوفه
هوش مصنوعی: نسیم از پای او مقدار کمی خاک برداشت و آن را بر سر شکوفهها پاشید.
درم بخشید و سر سبزی بدل یافتچو دست صدر دین پرور شکوفه
هوش مصنوعی: مردی که درخت عمران را آب داد، به سرسبزی و شادابی دست پیدا کرد، درست مانند شکوفههایی که از دستان یک پیشوای معنوی میروید.
همایون رکن دین ، مسعود ساعدکه دین را زو ممهّد شد قواعد
هوش مصنوعی: مسعود ساعد، که رکن اصلی دین است، به طور مؤثر پایههای دین را استحکام بخشید.
زعدلش گر کند دستور نرگسنیاید در چمن مخمور نرگس
هوش مصنوعی: اگر به عدالت او دستوری داده شود، نرگس مستی خود را در چمن نشان نخواهد داد.
نهد گردن بخاک پایش ارچهبتاج زر بود مغرور نرگس
هوش مصنوعی: هر چند او تاج زرینی بر سر دارد، اما اگر شخصی به او احترام بگذارد و سرش را به خاک پایش بگذارد، خود را مغرور نکنید.
بجای مردم چشمش کند کاراگر بیند رخش از دور نرگس
هوش مصنوعی: اگر چشمانش به جای مردم، تنها کار کند، وقتی که دورتر از او رخش را مشاهده کند، مانند نرگس مینگرد.
خراب ار بود وقتی اندرین دورشدست از سیم و زر معمور نرگس
هوش مصنوعی: اگر جایی در این دوران آشفته و خراب باشد، جایی است که از زیبایی و ثروت پر نشده است، مانند نرگسی که در آن بیداری و نشاطی نیست.
خیال رایش ار در خواب بیندشود با دیدۀ پر نور نرگش
هوش مصنوعی: اگر او در خواب، خیال محبوبش را ببیند، چشمانش چون نرگس پرنور خواهد شد.
عجب نبود گر از بهر دواتشسیه گردد چو چشم حور نرگس
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر به خاطر جوهرش، چشمی مثل چشمهای زیبا و سیاه حور، تاریک و سیاه شود.
نیارد کرد در ایّام عدلشنظر در غنچۀ مستور نرگس
هوش مصنوعی: در زمانهای عدالتش، به گل نرگس پنهان و خوابیده توجهی نمیکند.
زهی تاریخ دولت روزگارتمبارک باد فصل نوبهارت
هوش مصنوعی: ای کاش زمانهی خوشی و موفقیتهای تو همیشه برقرار باشد و فصل سرسبز و جوانیات همیشگی و خوشیآور باشد.
ببستان تا دهان بگشود سوسنبمدحت صد زبان فرسود سوسن
هوش مصنوعی: سوسن با زیباییاش سخن گفت و وقتی دهانش را باز کرد، زبانها به تحسینش مشغول شدند و از زیباییاش سخن گفتند.
زبهر دور باش بندگانتسنان آبگون بنمود سوسن
هوش مصنوعی: برای دوری از بندگانت، سنان (نیزه) که مانند آب درخشان است، به شکل سوسن نمایان گشته است.
چو کاغذ صفحۀ رخسار خود رابرای خطّ تو بزدود سوسن
هوش مصنوعی: مثل کاغذی که صورت خود را برای نگارش عشق تو پاک میکند، سوسن در زیباییاش جلوهگری میکند.
چمن هرّای زرّش ساخت از گلکه همچون گوش خنگت بود سوسن
هوش مصنوعی: چمن با طلاهایش مانند گلی ساخته شده است که شبیه به سوسنی است که فقط به صدای خود گوش نمیدهد.
برآمد خنجر چون آب در دستچو نام دشمنت بشنود سوسن
هوش مصنوعی: وقتی که خنجر در دست به مانند آب در حال آمادهباش است، به محض اینکه نام دشمن را میشنود، به سرعت واکنشی نشان میدهد.
کشید از خاک پاییت سرمه نرگسکف راد ترا بستود سوسن
هوش مصنوعی: پای تو از زمین برخواست و نرگس، با سرمهای به تو نظر کرد و سوسن تو را ستود.
دو چشمش گشت زراندود نرگسزبانش گشت سیم آلود سوسن
هوش مصنوعی: دوچشم او مانند طلای زرد و زیباست و زبانش همانند نقرهای درخشان و پرخلوص است.
هزارآوای بستان شریعتپناه خلق ، سلطان شریعت
هوش مصنوعی: بستان پر از صدای زیبای هزاران آواز، مکانی امن و پناهگاهی است برای مردم، و شریعت به عنوان حاکم و فرمانروا بر آن است.
زبأست خون شود در سنگ لالهزشرم خلقت آرد رنگ لاله
هوش مصنوعی: در اثر شرم و حیا، خون در سنگ لاله میشود و رنگ لاله را به وجود میآورد.
زبون شد آتش از سهم تو زینستکه گیرد هردمش در چنگ لاله
هوش مصنوعی: زبان آتش از شدت حسادت و عشق تو به تنگ آمده است، به همین دلیل است که هر لحظه در دام گلهای لاله گرفتار میشود.
بیمن عدل تو عالم چنان شدکه ساغر میزند برسنگ لاله
هوش مصنوعی: با وجود عدالت تو، جهان به شکلی درآمده که اکنون جام شراب بر سنگ لاله میزند.
نسیم لطف تو هرجا که بگذشتدمد فرسنگ در فرسنگ لاله
هوش مصنوعی: نسیم محبت تو هر جا که بگذرد، گلهای لاله را به شکوفایی و زیبایی میآورد.
اگرچه ز آتش سودا چو خصمتدلی دارد چو دود آهنگ لاله
هوش مصنوعی: اگرچه در دل من عشق و شوقی همچون آتش وجود دارد، اما تو همانند دودی هستی که در میان گلها میرقصد.
بسعی خاطر روشنگر توکنون بزداید از دل زنگ لاله
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش تو، افکار پاک و روشن تو میتواند غم و دلگدازی را از دل دور کند.
بمشک ومی بشست اوّل دهان پسسوی مدحت تو کرد آهنگ لاله
هوش مصنوعی: او ابتدا به بوی خوش عطر و شراب دهان خود را شست و شو داد، سپس به سمت ستایش و تعریف تو روی آورد مثل گل لاله.
صبا از شرم لطفت ناتوان شدجهان پیر از فرّت جوان شد
هوش مصنوعی: نسیم با لطافت تو آنچنان شرمگین شده که نمیتواند حرکت کند، و این در حالی است که جهان پیر به خاطر طراوت و زیبایی تو، جوان و شاداب گردیده است.
چو گشت از روی تو دلشاد نوروزدر گنج طرب بگشاد نوروز
هوش مصنوعی: وقتی که دیدنم از سوی تو خوشحال شد، نوروز به گنجینه شادی دست یافت و آن را گشود.
یکایک هرچه نقد خوشدلی بودبطبع بندگانت داد نوروز
هوش مصنوعی: هر چه که شادی و خوشی بود، به طور جداگانه به بندگان خود در روز نوروز بخشیدی.
مثال بندگیّ خود ادا کردبدست سوسن آزاد نوروز
هوش مصنوعی: سوسن با زیبایی و لطافتی که دارد، به خوبی نشاندهندهی محبت و خدمتگزاری واقعی است و این احساس را در جشن نوروز به خوبی نمایان میکند.
برو بد خاک درگاه تو هر روزبجعد سنبل و شمشاد نوروز
هوش مصنوعی: هر روز به یاد تو به خاک درگاهت بروم و برایت سنبل و شمشاد بکارم، انگار که نوروز است.
جهان زانصاف مینازد که آموختز تو آیین عدل و داد نوروز
هوش مصنوعی: جهان به خاطر عدالت و انصاف تو به خود میبالد و این را از تو آموخته است که چگونه باید در روز نوروز رفتار کرد.
همی تا خرمن گل را بصحرادهد هر صبحدم بر باد نوروز
هوش مصنوعی: هر صبح، بهار گلها را به صحرا میفرستد و زیباییهای نوروز را در باد پخش میکند.
حسودت را زدم هر دم خزانستترا هر روز از نو باد نوروز
هوش مصنوعی: هر روز که میگذرد، حسودان حسرت میخورند و این حسادت مثل فصل خزانی بر زندگییشان سایه میاندازد، در حالی که تو به تازگی و طراوت فصل نو، یعنی بهاری تازه، پا به زندگی میگذاری.
قوام الدّین چو بختت همنشین بادچنین خودهست و تا بادا چنین باد
هوش مصنوعی: وقتی که همسایه تو بخت و اقبال خوش باشد، خودت هم همینگونه خواهی بود و امیدوارم همیشه همینطور بماند.
سر افرازی که جاویدش بقا بادکفش سر چشمۀ فیض سخا باد
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که او به زندگی جاودان دست یابد و پایش بر روی چشمهای از بخشندگی و فراوانی قرار گیرد.
بدان تا نگسلد از گردش چرخزجانش رشتۀ جانت دو تا باد
هوش مصنوعی: بدان که تا چرخ روزگار از حرکت نایستاده، رشته جانت را به دو بخش تقسیم نکن.
چو پشت او قوی از بازوی تستچو فرمان تو کام او روا باد
هوش مصنوعی: وقتی که پشت او به توانایی تو بستگی دارد، پس هرگاه که تو بخواهی، میتوانی خواستهاش را برآورده کنی.
تو سعد اکبری او ماه انورقرآن هر دو با هم سالها باد
هوش مصنوعی: تو به مثابه سعد اکبر و او مانند ماهی روشن از قرآن است، هر دو با هم سالها به خوشی بگذرانند.
بداندیش شما از هر مرادیچو خوبی از وفا دایم جدا باد
هوش مصنوعی: بسیار اندیشیدهام که شما هرگز به هیچ هدفی نمیرسید؛ زیرا خوبی و وفا همیشه از شما فاصله دارد.
شما بایکدیگر چون نور و خورشیدجهان در سایۀ عدل شما باد
هوش مصنوعی: شما مانند نور و خورشید در دنیا هستید که در زیر سایه عدالت شما قرار دارد.
نفسهای دهان صبح صادقهمه آمین این ورد دعا باد
هوش مصنوعی: نفسهای صبحگاهی که به تصویر میآورند، همه با زبان خود دعا میکنند و آن را تأیید میکنند.
طناب عمرتان اندر سلامتبهم پیوسته بادا تا قیامت
هوش مصنوعی: امیدوارم عمرتان همیشه در سلامت و تداوم باشد تا پایان دنیا.