تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۸ - وله ایضا

مرا دوستی گفت قانع شو، ایراکه همواره غمگین بود مرد طامع
قناعت نکو باشد آری و لیکنهم آخر بچیزی توان بود قانع