شمارهٔ ۱۸ - و قال
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شخصی برجسته و بزرگوار پرداخته است. شاعر به توصیف مقام والای او میپردازد و او را به عنوان یک منبع هنر و دانش معرفی میکند. در خلال ابیات، شاعر به تأثیرات مثبت و عظمت شخصیت او اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که وجود او به آسمان و زمین معنا میبخشد. زیبایی کلام و عمق معانی به خوبی نشاندهندهی احترام و ارادت شاعر به این شخصیت است. همچنین، شاعر از عشق و اتکای خود به او مینویسد و از شگفتیهایی که بخاطر وجود چنین شخصی در زندگیاش به وجود آمده، ابراز خوشحالی میکند. در نهایت، شاعر به نوعی دعا و درخواست برای هدایت از سوی او میپردازد و تأکید میکند که او را به عنوان مربی و راهنما میشناسد.
زهی سپهر محلی که دون رتبت توستهرآنچه عقل زاقسام آفرین داند
هوش مصنوعی: بسیار عالی است آسمان جایی که تو در آن به مقام بالاتری از سایرین دست یافتهای. هر چه را که عقل از انواع خلقت میداند، در این مکان به وضوح نمایان است.
تویی که شخص هنر از طوارق حدثانحریم جاه ترامعقلی حصین داند
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که هنر را از دگران و شیوههای نادرست فاصله میدهی و درک عمیقی از مسائل داری که باعث میشود به امنیت و استحکام ذاتی خود پی ببری.
بدان نشاط فلک گرد خویش میگرددکه خویشتن را با قدر تو قرین داند
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر وجود تو به دور خودش میچرخد، زیرا خود را در کنار تو ارزشمند میبیند.
بآفتاب و سحابش چه التفات بودکسی که راه بدان دست و آستین داند
هوش مصنوعی: کسی که راهی به سوی خورشید و ابرها میداند، نیازی به توجه به آنها ندارد.
طلایۀ کرمت بر طریق اهل هنرکجا که از سپه نیستی کمین داند ؟
هوش مصنوعی: به خاطر کرامت و بزرگواریات، در مسیر هنرمندان، کجا میتوانی امید داشته باشی که از دل دشمنان پنهان بمانی؟
فلک که رای تو شد مقتدای افعالشرضا و خشم ترا اصل مهر و کین داند
هوش مصنوعی: آسمان که تحت تاثیر اراده تو است، اعمالش به رضایت و نارضایتی تو بستگی دارد و اصل محبت و کینه را میشناسد.
جدا ز سایۀ تو نیست ذرّۀ خورشیداز آنکه روشنی کار خود درین داند
هوش مصنوعی: نگاه کن، ذرهای از خورشید نمیتواند بدون سایه تو وجود داشته باشد، زیرا آنچه روشنایی میآورد، میداند که باید در کنار تو باشد.
زسایۀ تو شدست آفتاب روی شناسکه همنشین را هر کس بهمنشین داند
هوش مصنوعی: آفتاب چهرهاش در سایه تو جلوهگری میکند و هر کسی که با تو نشست دارد، تو را به عنوان همنشین خود میشناسد.
کجا رسد سوی درگاه تو قلاوزوهمکه راه خود همه تا چرخ هفتمین داند
هوش مصنوعی: کجا میتواند به درگاه تو برسد کسی که فقط مسیر خود را تا دورترین آسمان میشناسد؟
بسالها نرسد آفتاب روشن دلدرآن دقیقه که آن رای دوربین داند
هوش مصنوعی: سالیان سال نخواهد آمد نوری که دل را روشن کند، مگر در زمانی که آن عقل و درک دورنگر، حقیقت را بشناسد.
بزرگوارا داعی مرید دولت تستفلک بمهر تو جان مرا رهین داند
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، ناگهان درخواستی از تو دارم که به سبب محبتت، زندگیام به تو وابسته شده است. آسمان به خاطر مهر تو جانم را در دستان تو میداند.
از آن بحضرت تو کمتر آورد زحمتکه او ملالت آن طبع نازنین داند
هوش مصنوعی: شخصی که به حضور شما میآید، کمتر زحمت میکشد زیرا او میداند که روح لطیف شما آزرده میشود.
شب دراز به مدح تو می کنم کوتاهگواه صادق من صبح راستین داند
هوش مصنوعی: شب را به یاد تو میگذرانم و مدح و ستایشت را میگویم. تنها شاهد راستین من، صبح خواهد بود که حقیقت را میداند.
سخن بصدر تو آرم که بر تو مقصورستکسی که قیمت این گوهر ثمین داند
هوش مصنوعی: من سخنانم را برای تو بیان میکنم، زیرا تنها تو قادر به درک و ارزشگذاری این گوهری با ارزش هستی.
لطیف طبعان دانند قدر لطف سخنکه قدر باد صبا برگ یاسمین داند
هوش مصنوعی: آنان که دارای روح لطیف هستند، ارزش نیکویی و زیبایی سخن را درک میکنند، همانطور که نسیم بهاری ارزش برگهای یاسمن را میفهمد.
سخنسرایان هستند، لیک صاحب ذوقحدیث چشمۀ حیوان و پارگین داند
هوش مصنوعی: کسانی هستند که میگویند و شعر میسرایند، اما آنکسی که واقعاً ذائقه و احساس درستی دارد، فقط میتواند عمق سخن را از نگاه و احساس حیوانات بفهمد.
خدای داند اگر دانم اندرین شعراکسی که ظاهر تفسیر حورعین داند
هوش مصنوعی: خدا میداند که آیا من میدانم که در میان شاعران کسی هست که تفسیر زیباییهای حوریان را به خوبی بفهمد.
سخن چگونه برم نزد آنکه از غفلتشمال را به بسی جهداز یمین داند؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با کسی صحبت کنم که از نادانی و غفلتش به خوبی آگاه است و در تلاش است که از مسیر نادرست به سمت راه درست برود؟
زمن چه فرق بود تا بدیگران آنراکه رخش رستم چون صورت گلین داند؟
هوش مصنوعی: من چه فرقی با دیگران دارم، اگر کسی مانند رستم زیبایی و قدرت را بشناسد و درک کند؟
چگونه داروی درد خود از کسی طلبندکه خار را زعداد ترنجبین داند؟
هوش مصنوعی: چطور میتوان از کسی که درک درستی از مشکلات دارد، داروی درد خود را خواست، در حالی که او حتی علفهای بیارزش را ارزشمند میداند؟
همه فروتنی من زمردری طمع استخرد زحال من این ماجرا یقین داند
هوش مصنوعی: تمام تواضع من به خاطر طمعی است که در دل دارم و خرد از وضعیت من به خوبی این موضوع را میداند.
طمع چو منقطع آمد... زن آنکسکه خویشتن را کمتر از آن و این داند
هوش مصنوعی: وقتی طمع و خواستههای پست انسان قطع شود، آن فرد باید به کسی متعهد شود که خود را کمتر از آنچه هست و آنچه دارد میداند.
زپیر عقل سؤالی پرپر می کردمکه اوست آنکه دوای دل خزین داند
هوش مصنوعی: از فرد دانا سؤال میکردم و در دل آرزو داشتم که او همان کسی است که میتواند درمان دلهای غمگین را بشناسد.
که کیست آنکه غم اهل فضل داند خورد؟جواب داد صاحب بهاء دین داند
هوش مصنوعی: کیست آنکه از درد و رنج اهل علم و فضل باخبر باشد؟ پاسخ میدهد تنها کسی که ارزش و مقام بزرگ آنها را بشناسد، میداند.
مگیر باز زداعی وظایف الطافکه او ذخیرۀ خویش از جهان همین داند
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که از معلم و مقامهای معنوی و عطاهایشان نباید غفلت کرد، زیرا آنها به ساحت خود آگاهی و درکی ویژه از زندگی دارند و تنها به آنچه که از دنیا دارند اهمیت میدهند.
ترا مربی خود دانم و دعا گویمخدای جل جلاله زمن چنین داند
هوش مصنوعی: من تو را معلم خود میدانم و برایت دعا میکنم، چرا که خداوند بزرگ از دل من این را خوب میداند.