شمارهٔ ۴۱ - بیهنری و تنآسایی
هوش مصنوعی: این شعر به انتقاد از وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه میپردازد و احساس ناامیدی و سرخوردگی شاعر را از رفتار مردم و مسئولان نشان میدهد. شاعر به دل ملامتگر خود میگوید که به شکایت و گلایه نپردازد چون زیان از مردم بس است. او در ادامه اشاره میکند که دنیا بر او تنگ است و به دنبال ارتباطی عمیقتری است. همچنین، او احساس تنها بودن و پرستش وطن را بیان میکند و به تبعیض و ناعدالتیهایی که در جامعه وجود دارد، اعتراض میکند. در نهایت، با اشاره به مسؤولیتهای نادرست برخی از جانیان، تصویری از فساد و ناکارآمدی را ترسیم میکند.
ببند ای دلِ غافل به خود رَهِ گله رازیان بس است ز مردم ببر معامله را
هوش مصنوعی: ای دلِ غافل، خودت را بهخود بیاور و از راه انحرافی دور شو؛ بس است که از انسانها زیان ببینی، بهتر است به معامله با خودت بپردازی.
فراخنای جهان بر وجودِ من تنگ استتو نیز تنگتر از این مخواه حوصله را
هوش مصنوعی: وسعت دنیا برای من خیلی کم است، تو هم از این بیشتر در تنگنا نباش و صبر و حوصله داشته باش.
دلِ تو ز آهن و من رَه بدان از آن جویمکه راهآهن کرده است وصل فاصله را
هوش مصنوعی: دل تو مانند آهن است و من در جستجوی راهم، چرا که این راهآهن به من کمک کرده تا فاصلهها را به هم وصل کنم.
شدند دَهْدِله و اجنبیپرست، منمکه میپرستم ایرانپرستِ یکدله را
هوش مصنوعی: گروهی به عشق و علاقههای بیگانه روی آوردهاند، اما من همچنان به عشق و وفاداری به وطنم که دارای دل یکدلی است، ادامه میدهم.
تو ای دویده بیابان رنج بهر وطنبه چشم من بِنِهْ آن پای پُر ز آبله را
هوش مصنوعی: ای کسی که برای وطن خود در بیابان سختیها را تحمل کردهای، پای پرآبلهات را در برابر چشمان من قرار بده.
به هیچ مملکت و ملت این نبوده و نیستبه دست گرگ، شبانی رها کند گله را
هوش مصنوعی: هیچ کشور و ملتی نبوده و نیست که شبانی گله را به دست گرگ بسپارد و از آن غافل شود.
مراست رأی کز این بعد انتخاب کنندوکیل خولی و شمر و سنان و حرمله را
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتهام که از این به بعد، کسانی مثل خولی، شمر، سنان و حرمله را به عنوان وکیل انتخاب کنم.
اگرچه دختر فکر تو حامله است عارفبگو مترس و ببین مردهای حامله را
هوش مصنوعی: اگرچه دختر از فکر تو باردار است، عارف، نترس و ببین مردانی را که باردارند.