تناجی

غزل‌ها

شمارهٔ ۱ - مس قلب در خور اکسیر
دل به تدبیر بر آن زلف چو زنجیر افتاد
شمارهٔ ۲ - بوسه و جان
دلم ز کف سر زلف تو را رها نکند
شمارهٔ ۳ - قافله سالار دل
تا گرفتار بدان طره طرار شدم
شمارهٔ ۴ - بلای هجر
بلای هجر تو تنها همان برای من است
شمارهٔ ۵ - راز دل
از غم هجر تو روزگار ندارم
شمارهٔ ۶ - خم دو طره
خَمِ دو طُرّهٔ طَرّارِ یار یکدله بین
شمارهٔ ۷ - درد عشق
جز سر زلف تو دل را سر و سامانی نیست
شمارهٔ ۸ - اندیشه وصل
از سر کوی تو یک چند سفر باید کرد
شمارهٔ ۹ - سفر بی خبر
بی‌خبر از سر کوی تو سفر خواهم کرد
شمارهٔ ۱۰ - هاله زلف
ز زلف بر رخ همچون قمر نقاب انداخت
شمارهٔ ۱۱ - گیسوی نگار
می از اندازه فزونش بده ای ساقی بزم
شمارهٔ ۱۲ - شکنج طره
شکنجِ طُرّهٔ زلفت شکن شکن شده است
شمارهٔ ۱۳ - خوشی به گریه
فتادم از نظر آن لحظه‌ای که دور شدم
شمارهٔ ۱۴ - شرمسار دیده
خسته از دست روزگار شدم
شمارهٔ ۱۵ - عوض اشک
عوض اشک ز نوک مژه خون می‌آید
شمارهٔ ۱۶ - مرا هجرت کشد
مرا هجرت کشد آخر نهانی
شمارهٔ ۱۷ - مراد دل
گر مراد دل خود حاصل از اختر نکنم
شمارهٔ ۱۸ - حکایت هجران
سزد بر اوج فلک، سرکشی کند سر من
شمارهٔ ۱۹ - وادی عشق
وادی عشق چو راه ظلمات آسان نیست
شمارهٔ ۲۰ - مرگ دوست
به مرگ دوست مرا میل زندگانی نیست؟
شمارهٔ ۲۱ - غم چشم
به رغم چشم تو بی‌پا من از شراب شدم
شمارهٔ ۲۲ - غم تن
مرا که نیست غم تن چه قید پیرهن است
شمارهٔ ۲۳ - عهد با جانان!
من این جانی که دارم عهد با جانان خود کردم
شمارهٔ ۲۴ - بمیرم یا نمیرم
باز ز ابروی کمان و نوک مژگان زد به تیرم
شمارهٔ ۲۵ - دست به دامان!
گر رسد دست من به دامانش
شمارهٔ ۲۶ - پیام آزادی
پیام دوشم از پیرِ می‌ْفروش آمد
شمارهٔ ۲۷ - ناله مرغ
نالهٔ مرغِ اسیر این همه بهرِ وطن است
شمارهٔ ۲۸
آورد بوی زلف توام باد زنده باد
شمارهٔ ۲۹ - لباس مرگ
لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست
شمارهٔ ۳۰ - جور!
جور این قدر به یک تن تنها نمی‌شود
شمارهٔ ۳۱ - خیال عشق
خیال عشق تو از سر به در نمی‌آید
شمارهٔ ۳۲ - دل خوار کرد
دل خوار کرد در بر هر خار و خس مرا
شمارهٔ ۳۳ - حال دل
حال دل با تو مرا اشک بصر می‌گوید
شمارهٔ ۳۴ - زاهد و باده
گذشت زاهد و لب تر ز دور باده نکرد
شمارهٔ ۳۵ - گدای عشق
گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است
شمارهٔ ۳۶ - یاد وطن
هر وقت ز آشیانهٔ خود یاد می‌کنم
شمارهٔ ۳۷ - پارتی زلف!
پارتی زلف تو از بس که ز دل‌ها دارد
شمارهٔ ۳۸ - خیانت وطن
دوباره فتنه چشم تو فتنه برپا کرد
شمارهٔ ۳۹ - زاهدان ریایی واعظان دروغی!
واعظا گمان کردی داد معرفت دادی
شمارهٔ ۴۰ - بیداری دشمن غفلت دوست
ز خواب غفلت، هر دیده‌ای که بیدار است
شمارهٔ ۴۱ - بی‌هنری و تن‌آسایی
ببند ای دلِ غافل به خود رَهِ گله را
شمارهٔ ۴۲ - زهدفروشان
اندر قمار عشق تو بالای جان زدند
شمارهٔ ۴۳ - آرزو
بیمار درد عشق و پرستارم آرزوست
شمارهٔ ۴۴ - کوی میکده
به کوی میکده هرکس که رفت باز آمد
شمارهٔ ۴۵ - فرقه‌بازی و جهالت!
ز بس به زلفِ تو دل بر سرِ دل افتاده
شمارهٔ ۴۶ - جمهوری عشق سلطنت حسن
عشق! مریزادت آن دو بازوی پر زور
شمارهٔ ۴۷ - تیغ زبان پرده‌های ریا!
محشر هرجا روم آنجا سرِ پا خواهم کرد
شمارهٔ ۴۸ - تمدن بی تربیت نسوان سفر نیمه راه!
بِفِکَن نقاب و بگذار در اشتباه مانَد
شمارهٔ ۴۹ - خوش آن زمان
خوش آن زمان که دلم پای‌بند یاری بود
شمارهٔ ۵۰ - یادگار یک صباح خماری!
دیشب خرابی میم از حصر و حد گذشت
شمارهٔ ۵۱ - گریه
هزار عقده ز دل ای سرشک واکردی
شمارهٔ ۵۲ - در استقبال غزل رئیس الوزرا
ای بارگاه حسن تو محمود ایاز کن
شمارهٔ ۵۳ - شکایت تلخ
محیط گریه و اندوه و غصه و محنم
شمارهٔ ۵۴ - عدل مزدک پایداری عشق!
به غیر عشق نشان از جهان نخواهد ماند
شمارهٔ ۵۵ - دل کارگر زلف سرمایه‌دار!
چه گویمت که چه از دست یار می‌گذرد
شمارهٔ ۵۶ - مساوات عشق
در عشق بدان فرقِ شهنشاه و گدا نیست
شمارهٔ ۵۷ - هجر و سفر عارف دربه‌در
عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت
شمارهٔ ۵۸ - خنده پس از گریه
به سر کویت اگر رخت نبندم چه کنم
شمارهٔ ۵۹ - خسروان بیگانه‌پرست وکلای خائن!
ای طرّه‌ات کلف به رخ آفتاب‌کن
شمارهٔ ۶۰ - دمکرات و اعتدال
مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست
شمارهٔ ۶۱ - سپاه عشق
سپاهِ عشقِ تو مُلکِ وجود ویران کرد
شمارهٔ ۶۲ - سعی جز در پی تکمیل معارف غلط است
دل که در سایه مژگان تو فارغ بال است
شمارهٔ ۶۳ - رؤیای راحتی
در دور زندگی به جز از غم ندیده‌ام
شمارهٔ ۶۴ - غزلی راجع به کلنل محمد تقی خان
زنده به خون‌خواهی‌ات هزار سیاووش
شمارهٔ ۶۵ - گریه
مگو چه سان نکنم گریه، گریه کار من است
شمارهٔ ۶۶ - شکوه
من و ز کس گله، حاشا، کی این دهن دارم
شمارهٔ ۶۷ - اشعار عارف به مناسبت خودکشی شاعری جوان
اشک بعد از تو جهان آب نما کرده به چشم
شمارهٔ ۶۸ - غزل پوشالی
چه دادخواهی از این دادخواهِ پوشالی
شمارهٔ ۶۹
می‌خواستی دگر چه کند کرد یا نکرد
شمارهٔ ۷۰ - به ادوارد براون
به سال شصتم عمرت، نوید جشن رسید
شمارهٔ ۷۱ - صدای نالهٔ مظلوم
تو دادگر شو اگر رحم دادگر نکند
شمارهٔ ۷۲ - خانه‌به‌دوش
دوش تحت‌الحنک انداخته زاهد بر دوش
شمارهٔ ۷۳ - مژده و نیشتر غزل ذوقی
نمود با مژه کاری که نیشتر نکند
شمارهٔ ۷۴ - بار فلک
غم هجر تو نیمه‌جانم کرد
شمارهٔ ۷۵
ز طفلی آنچه به من یاد داد استادم
شمارهٔ ۷۶ - باز یاد از کلنل محمد تقی خان
برای اینکه مگر از تو دل نشان گیرد
شمارهٔ ۷۷ - غزل جمهوری: غزل اول ماهور
به مردم این همه بیداد شد ز مرکز داد
شمارهٔ ۷۸ - غزل جمهوری: غزل دوم بیات ترک
سوی بلبل دَمِ گل بادِ صبا خواهد برد
شمارهٔ ۷۹ - دوخا محمد و عارف
ابرویش تا رقمِ قتلِ من امضا می‌کرد
شمارهٔ ۸۰ - نمونه‌ای از غزلیات عارف شادروان
زان سبو دوش که در میکده ساقی بر دوش
شمارهٔ ۸۱
ز عشق آتشِ پرویز آنچنان تیز است
شمارهٔ ۸۲
با من این روحِ سبک‌سیر گران‌جانی کرد
شمارهٔ ۸۳
داد حُسنت به تو تعلیم خودآرایی را
شمارهٔ ۸۴
دل اگر جا به سرِ طُرّهٔ جانان گیرد
شمارهٔ ۸۵ - به آن که گشته نهان در جوال نتوان گفت
به یار شرح دل پرملال نتوان گفت
شمارهٔ ۸۶
مدام یک نفسم سینه بی‌خروش نبود
شمارهٔ ۸۷ - در موقع توقیف روزنامه ناهید که به جای آن ستاره صبح منتشر شده است
تو ای ستارهٔ صبح وصال و روز امید
شمارهٔ ۸۸ - دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب
دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب
شمارهٔ ۸۹
آتش الهی آنکه بیفتد میان دل