شمارهٔ ۴۷ - تیغ زبان پردههای ریا!
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس عذاب وجدان و نارضایتی از رفتارهای قبلی خود اشاره میکند. او به دنبال رهایی از ریا و تظاهر است و تصمیم دارد در زندگیاش تغییراتی ایجاد کند. شاعر به دنبال حقیقت و واقعیت است و میخواهد از قیود اجتماعی و مذهبی بگذرد. او به میکده و خوشگذرانی اشاره میکند و معانی عمیقتری از زندگی را در این مکان میبیند. در نهایت، او با تأکید بر وفای به وعدهها، به مرگ اشاره میکند و از آن به عنوان فرصتی برای تغییر یاد میکند.
محشر هرجا روم آنجا سرِ پا خواهم کردبین چه آشوب منِ بیسر و پا خواهم کرد
هوش مصنوعی: هر جایی که بروم در روز محشر، با پاهای سالم و کلهام سرِ پا خواهیم ایستاد. ببینید چه آشوبی به وجود میآورم من که بیسر و پا هستم.
بس که از کرده پشیمان شدهام در هر کارنتوان گفت کزین بعد چهها خواهم کرد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در هر کاری از کارهای گذشتهام پشیمان شدهام، نمیتوانم بگویم در آینده چه کارهایی انجام خواهم داد.
چون به هر کار زدم دست ریا دیدم، رویبه درِ میکده بیروی ریا خواهم کرد
هوش مصنوعی: وقتی در هر کاری که کردم، ظاهر سازی و تظاهر را دیدم، تصمیم گرفتم که به میکده بروم و بدون هیچ تظاهر و ریاکاری، آنجا را ترک کنم.
بدر ای پیرِ مغان پردهٔ اربابِ ریاورنه در کارِ خرابات ریا خواهم کرد
هوش مصنوعی: ای ماه، ای سالخوردهٔ میخانه، پردهٔ کسانی که خود را واقعنما میپندارند کنار بزن! وگرنه من در کارهای این میخانه هم مانند آنان ریاکاری خواهم کرد.
گر طبیعت نشود پردهدر از مشتی دزدپردهشان پاره به امید خدا خواهم کرد
هوش مصنوعی: اگر طبیعت به خاطر یک گروه دزد پردههایش را کنار نزند، من به امید خدا خودم آنها را پاره خواهم کرد.
من از این خرقهٔ سالوس به در خواهم شدتَرکِ عمّامه و دستار و ردا خواهم کرد
هوش مصنوعی: من از این لباس ریاکاری و تظاهر خارج میشوم و دیگر از عمامه و دستار و ردا استفاده نخواهم کرد.
گفتیم مطرب الحمد که در کشور خویشآن وظیفه که مرا هست ادا خواهم کرد
هوش مصنوعی: گفتیم ای نوازنده، سپاس برای اینکه در سرزمین خودم، وظیفهای که بر عهده دارم را به درستی انجام خواهم داد.
منعِ زاهد سببِ خوردنِ مِیْ شد ورنهمُحتَسِب گوید اگر مستی، ابا خواهم کرد
هوش مصنوعی: ممنوعیت زاهد باعث شد که به نوشیدن شراب روی بیاورم، وگرنه نگهبانِ رستگاری میگوید اگر کسی مست شود، من او را منع خواهم کرد.
نه ز همسایه، که از سایهٔ خود میترسمدوری از سایهٔ این جنسِ دو پا خواهم کرد
هوش مصنوعی: من از سایهٔ خودم میترسم و نه از همسایه، به همین دلیل تصمیم دارم از نزدیکی به این موجودات انسانی دوری کنم.
گفتم «ایران رود هر وقت تو آن وقت بیا»در سرِ وعده من ای مرگ وفا خواهم کرد
هوش مصنوعی: در گفتوگویم با کسی به او میگویم که وقتی ایران بیاید، من هم در آن زمان به وعدهام وفا میکنم و البته در این میان به یاد مرگ هم هستم.