شمارهٔ ۵۰ - یادگار یک صباح خماری!
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات و تجربیات خود میپردازد. او از خرابی و مشکلاتی که متوجه میم (شخصیتی احتمالی یا نمادین) شده، صحبت میکند و توصیف میکند که چطور مشکلات از حد معمول فراتر رفتهاند. همچنین به زیبایی و جذابیت یار میافزاید که همچون ماه تابان است. شاعر با یادآوری خاطرات گذشته با معشوقش، به حسادتی که رقیب ایجاد کرده اشاره میکند و از نگاه عاشقانهای که حتی به هنگام شکست نیز ادامه داشته، سخن میگوید. او به این نکته میپردازد که برخی از مشکلات و بدیها هرگز از بین نمیروند و به زندگی ادامه میدهند. در نهایت، از عمر خود و گذر زمان و همچنین از شکرگزاری برای زندگیاش سخن میگوید، حتی اگر بد گذشته باشد.
دیشب خرابی میم از حصر و حد گذشتاین سیل کوه ساز خم آمد ز سد گذشت
هوش مصنوعی: دیشب خرابی به حد و مرز خود نرسید و از آن عبور کرد. این سیل، که از کوه به راه افتاده بود، از سدها گذشت و محدودیتها را شکست.
گفتم حساب جامشماری به دست کیستساقی جواب گفت چه پرسی ز صد گذشت
هوش مصنوعی: گفتم کیست که حساب جامها را نگه میدارد؟ ساقی پاسخ داد که دیگر نیازی به پرسش نیست، چرا که زمان زیادی گذشته است.
قدم خمیده شد چو کمان تا که دیده دیدهمچون مه چهارده آن سرو قد گذشت
هوش مصنوعی: وقتی که قدمش خمیده شد مثل کمان، چشمم او را دید که همچون ماه کامل، سروی خوش قامت در برابر من عبور کرد.
با یار صحبت از گلههای گذشته بودآمد رقیب و دید نماند از حسد گذشت
هوش مصنوعی: با یار در مورد ناراحتیهای گذشته صحبت میکردیم که ناگهان رقیب آمد و حسادتش باعث شد که از آن روزگار بگذرد.
نگذاشت دست رد به کس هر جا نظر فکندخون ریخت چشم مست تو بیدست رد گذشت
هوش مصنوعی: هر گاه که به دور و برش نگاه میکرد، کسی را از خود راند و رد کرد. اما با این حال، چشمان مست و جذاب تو به راحتی از میان همه رد شد و دلها را به تپش درآورد.
تعداد کشتگان تو نتوان همین قدراجساد بیشمارهٔ خون از جسد گذشت
هوش مصنوعی: تعداد کشتههایت به اندازهٔ اجساد بیشماری که بر زمین افتادهاند نمیباشد.
بد کرده را بگوی که «بد از تو تا ابدای بیخبر بماند ز ما خوب و بد گذشت»
هوش مصنوعی: به کسی که بد کرده بگو که این بدی از تو تا ابد در امان خواهد ماند و تو هرگز از حال ما خبر نخواهی داشت، چرا که خوب و بد همگی گذشتهاند.
بیصاحبیِ خانهٔ من بین ز هر طرفهرکس رسید بیپته و بیسند گذشت
هوش مصنوعی: خانهٔ من بیصاحب است و هر کسی از هر سمتی که میرسد، بدون هیچ مدرک و سندی به راحتی وارد میشود و میگذرد.
عمری که در نتیجهاش عمرم تمام شدعارف، هزار شکر، گذشت ار چه بد گذشت
هوش مصنوعی: عمر من که به پایان رسید، ای عارف، بسیار خوشحالم که گذشته، هرچند که سخت و بد بود.