شمارهٔ ۷۵
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی چون عشق، اندوه، و ناامیدی میپردازد. شاعر از معلم خود یاد میکند که تنها عشق را به او آموخته است و به یاد میآورد که غم عشق عشقهایش را از او گرفته و او را بیخانمان کرده است. او همواره در تلاش است که از دل خود پیروی کند و به بلایای زندگی اشاره میکند که چگونه او را از هستیاش دور کردهاند. شاعر از نالهها و فریادهایش یاد میکند که دنیا را پر کردهاند، اما کسی برای کمک به او نمیآید. در نهایت، او به عشق علی و پیروی از او اشاره میکند و از حالتی ناتوانی که در آن قرار دارد، سخن میگوید.
ز طفلی آنچه به من یاد داد استادمبه غیر عشق برفت آنچه بود از یادم
هوش مصنوعی: از دوران کودکی، معلمم به جز عشق، چیزهای زیادی به من آموخته است، اما تمام آنچه یاد گرفتم از ذهنم رفته است.
بکند سیل غم عشق بیخ و بنیانمبه باد رفت ز بیداد هجر بنیادم
هوش مصنوعی: سیل غم عشق به ریشهام آسیب زد و به خاطر ظلم و ستم جدایی، اساس و پایهام از بین رفت.
برای پیروی از دل ملامتم نکنیدبرای این که ز مادر برای این زادم
هوش مصنوعی: برای پیروی از احساساتم مرا سرزنش نکنید، زیرا من از همان ابتدا با این ویژگی به دنیا آمدهام.
به غمزه از منِ بیخانمانِ خانهبهدوشگرفت هستی و من هرچه داشتم دادم
هوش مصنوعی: با یک نگاه فریبنده از سوی تو، من که بیخانمان و آوارهام، زندگیام را به دست تو سپردم و هر آنچه داشتم را به تو تقدیم کردم.
از آنچه رنگ تعلق به غیر بیرنگیگرفت یا که بخواهد گرفتن آزادم
هوش مصنوعی: اگر چیزی که به دیگران تعلق دارد، رنگ و بوی خودش را از دست بدهد، یا اگر قرار باشد آزادی من را محدود کند، من آن را نمیپذیرم.
مرا به آنکه به هستی ز نیستی آوردقسم، به سایهٔ دیوار نیستی شادم
هوش مصنوعی: مرا به کسی که از عدم به وجود آورد قسم، به سایهٔ دیوار عدم خوشحالم.
ز پا درآمده در خون نشسته آن صیدمکه رستم از غم و راحت نشست صیادم
هوش مصنوعی: آن شکار زیبایی که در خون خود غوطهور است، به قدری غمگین و از پا درآمده که رستم، قهرمان بزرگ، نیز در برابر این غم و دردی که بر او تحمیل شده، بیحرکت نشسته است.
گرفت جا به دلم کوه ناله مبهوتمچه شد که گوش تو نشنیده داد و فریادم
هوش مصنوعی: دل من پر از ناامیدی و غم است، به طوری که مانند کوهی از ناله و فریاد در درونم احساس میکنم. اما نمیدانم چرا صدای درد و نالم به گوش تو نمیرسد.
فغان و ناله و فریاد من جهانی رافرا گرفت نیامد کسی به امدادم
هوش مصنوعی: درد و فریاد من همه جا را پر کرده است، اما هیچکس به کمک من نیامده است.
به نام همت مولا به نقش بیرنگیخوشم به عشق علی در خیال ارشادم
هوش مصنوعی: با یاد لطف و ارادهی مولا و به تصویر کشیدن زیباییهایی که رنگ و لعابی ندارند، در خیال خود به عشق علی خوشحال هستم و به یاد او هدایت میشوم.
علی بگوی اگر ناتوان شدی عارفعلی نگفتم و در ناتوانی افتادم
هوش مصنوعی: علی، اگر به ناتوانی دچار شدی، به یاد داشته باش که من نگفتم در این حال به عارف بودن خود ادامه خواهم داد.