تناجی
ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۱۵

خدایگانا بر بنده بندگیت چنانکنماز و روزه بود بر جهانیان فرض است
و لیک عرض کنم حال خود که نزد صدورگشایش غم ارباب حاجت از عرض است
معلّق است دلم در کشاکش غم وامچنانک گویی بین السماء والارض است
به حالتی برسیدم که تا به آب سبویهر آنچ وجه معاش من است از قرض است