تناجی
ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۵۴

سر دفتر اکابر دنیا بهاء دیناز دولت تو تا به ابد انقلاب دور
عالم بر آفتاب بقای تو روشن استبادا غبار حادثه زان آفتاب دور
گر حال من بپرسی و در خاطر آوریتا در چه محنتم نبود از صواب دور
در آرزوی خدمت خاک جناب تومانم به تشنه ای که بماند ز آب دور
تا دورم از جناب تو دورم ز عافیتخود عافیت چگونه بود زان جناب دور