شمارهٔ ۵۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احوال شاعر در فاصله از محبوب و مقام والا اشاره دارد. شاعر با ستایش از مقام بلند بهای دین، ابراز میکند که حتی در دوری از محبوب خود، همچنان آرزوی خدمت به او را در دل دارد. او به نحوی از درد و محنت خود میگوید و اینکه دوری از محبوب، به معنای دوری از آسایش و felicidad نیز هست. در نهایت، شاعر در عمیقترین آرزوهای خود همچنان به حضور محبوب و نورانیت آن اشاره میکند.
سر دفتر اکابر دنیا بهاء دیناز دولت تو تا به ابد انقلاب دور
هوش مصنوعی: بهای دین، سرپرست بزرگان جهان، از قدرت و عظمت تو بهرهمند است و این وضعیت تا ابد ادامه خواهد داشت.
عالم بر آفتاب بقای تو روشن استبادا غبار حادثه زان آفتاب دور
هوش مصنوعی: دنیا به روشنایی وجود تو میتابد و امیدوارم که غبار مشکلات و حوادث نتواند از درخشش و نور تو بکاهد.
گر حال من بپرسی و در خاطر آوریتا در چه محنتم نبود از صواب دور
هوش مصنوعی: اگر حال من را بپرسی و به یادآوری که در چه مشکلاتی هستم، متوجه خواهی شد که هرگز از راه درست دور نبودهام.
در آرزوی خدمت خاک جناب تومانم به تشنه ای که بماند ز آب دور
هوش مصنوعی: من همواره در آرزوی خدمت به خاک پای شما هستم، مانند تشنهای که از آب دور مانده و آرزوی نوشیدن آن را دارد.
تا دورم از جناب تو دورم ز عافیتخود عافیت چگونه بود زان جناب دور
هوش مصنوعی: هرگاه از وجود تو دور باشم، از آرامش و خوشبختی خود نیز دور هستم؛ چگونه میتوانم از آرامش لذت ببرم وقتی که از تو فاصله دارم؟