شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و روزگاری میپردازد که شاعر در آن به نعمتهای جود و بخشش خداوند اشاره دارد. او میگوید که روز به روز مخلوقات خدا نسبت به جود او شکرگزاری میکنند و از طرفی بر زبان او هیچ قولی از دروغ و نادرست نمیآید و کارهای او هم همیشه خیرخواهانه است. شاعر سپس به مقایسه صوفی و رهبان میپردازد که یکی به دنبال لقمهای در خانقاه و دیگری در دیر است، و این موضوع بر دل او بار بزرگی گذاشته است. او همچنین از هارون درخواست میکند که درگاهش را به خوبی بگشاید و اشاره میکند که او در حال حاضر در درد و غم است و نمیخواهد که او را به حال خود رها کند. از این رو، شعر احساساتی از ناامیدی و طلب یاری دارد.
ای دیده روزگار ز دیوان جود توهر روزه وجه راتب روزی وحش و طیر
هوش مصنوعی: ای چشمان من، در روزگار تو از بخشش و کرامت تو هر روزه روزیهای وحشیان و پرندگان را میبینم.
نا رفته بر زبان تو قولی برون ز حقناآمده ز دست تو فعلی برون ز خیر
هوش مصنوعی: نمیتوان بر زبان تو قولی گفت که از حقیقت ناشی نشده باشد و نمیتوان از دستان تو حرکتی دیده شود که از نیکی سرچشمه نگرفته باشد.
دی اسبکی که حامل اوراد خادمستگفت ای تو در تعهد من همچو من به سیر
هوش مصنوعی: اسبکی که دعاها و ذکرها را حمل میکند، به خادمی گفت: ای کسی که در مسئولیت من هستی، تو هم مانند من در سفر و سیر و حرکت هستی.
گر تو ز حرص محمدت خواجه بی غذابنشستی این طمع نتوان داشتن ز غیر
هوش مصنوعی: اگر به خاطر محبت محمد، با وجود گرسنگی نشستهای، نمیتوانی از دیگران انتظار داشته باشی که مثل او به تو توجه کنند.
صوفی برای لقمه کند قصد خانگاهرهبان برای زله نماید بساط دیر
هوش مصنوعی: صوفی برای به دست آوردن یک لقمه نان به خانقاه میرود و رهبان نیز برای جذب مردم و نشان دادن زهد خود به دیر میآید.
زان گفت و گوی بر دل و جانم مصیبتی ستهایل تر از مصیبت صد طلحه و زبیر
هوش مصنوعی: اینکه گفت و گویی که با دل و جانم دارم، برایم مشکلاتی ایجاد کرده که به مراتب بدتر از مصیبتهای بزرگ است.
هارون درگه توام آخر روا مداراسب مرا بر آخور غم چون خر عُزَیر
هوش مصنوعی: هارون، لطفاً مرا در برزخی از نگرانی و اندوه نگذار، که مانند یک الاغ در بارگاه تو به سر ببرم.