شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ دعا و نیاز به خداوند است. شاعر از خداوند به عنوان پناه ملت و حامی دین یاد میکند و بر قدرت و عظمت او تأکید دارد. او به وجود خویشتن و ارتباط نزدیکش با قضا و قدر اشاره میکند و میگوید که هر چیز دیگری غیر از خداوند، فقط مجاز و استعاره است. شاعر از احساس محرومیت از حضور خداوند گلایه میکند و به طور کلی نیت و آرزو دارد که در دعاها و درخواستهایش، خداوند را قبلۀ خود قرار دهد. به طور کلی، این شعر به رابطهٔ عمیق انسان با خداوند و نیاز او به یاری الهی میپردازد.
پناه ملت و داعی خلق نصرة دینتویی که هست ضمیر تو با قضا همراز
هوش مصنوعی: تو پناه ملت و دعوتکننده مردم به سوی دین هستی، زیرا ضمیر و نیت تو با قضا و قدر الهی در هماهنگی است.
کرم،حقیقی و ذاتی تو راست در عالمهرآنچه هست دگر استعارت است و مجاز
هوش مصنوعی: در این جهان، محبت و لطف تو از ظرافت و حقیقتی خاص برخوردار است، در حالی که هر آنچه غیر از این باشد، تنها نشانهای از آن واقعیات است و نمیتواند به اندازهٔ محبت حقیقی تو اهمیت داشته باشد.
اگر به عنف زنی بانگ ناگهان بر کوهز هیبت تو صدا را فرو شود آواز
هوش مصنوعی: اگر به طور ناگهانی بر کوه فریاد بزنی، صدای تو به خاطر قدرت و هیبت تو، از شدت وحشت خاموش میشود.
خدایگانا زان پس که روزگار مرابتاخت مدت ده سال در نشیب و فراز
هوش مصنوعی: خداوند، پس از اینکه زمان به من سختیهای فراوانی را تحمیل کرد، به مدت ده سال در اوج و فرود زندگیام مرا همراهی کرد.
عزیمتم همه آن بود و بس که یکچندیکنم جناب تو را قبله دعا و نیاز
هوش مصنوعی: تمام خواستهام این است که برای مدتی تو را به عنوان محور دعا و درخواستهای خود قرار دهم.
چه موجب است که از خدمت تو محروممنه تو بخیل و نه من جاهل و نه راه دراز
هوش مصنوعی: چه دلیلی وجود دارد که من از خدمت تو بینصیبم؟ نه تو انسان بخیلی هستی و نه من فرد نادانی، و نه مسیر ما به همدیگر طولانی است.