شمارهٔ ۶۴
هوش مصنوعی: این شعر وصفی از بزرگی و قدرت الهی است که خدایگان جهان را به تصویر میکشد. شاعر از نعمتهای بیپایان خداوند سخن میگوید و تأکید میکند که اوست که نعمتها را به بندگانش عطا میکند و قدرتش بر آسمان و زمین بینظیر است. شاعر به قدرت و هیبت خداوند اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند در برابر اراده او مقاومت کند. او همچنین از فراوانی مکارم و انعامات الهی یاد میکند و این که حتی افراد عادی هم به نوعی به سخاوت خداوند شبیه هستند. در انتها، شاعر از نیاز خود به الطاف الهی سخن میگوید و از خداوند میخواهد که در مورد او قضاوت کند.
خدایگان جهان شهریار دریا دلتوراست دست گهر بخش و لفظ لؤلؤ پاش
هوش مصنوعی: ای فرمانروای بزرگ جهان، تو ای پادشاه دلهای دریایی، با دستانی بخشنده که گوهر میدهد و با کلماتی چون مروارید، سخن میگویی.
بر اسمان و زمین دست مطلق است تو راکه از وظیفه جود تو یافتند معاش
هوش مصنوعی: در آسمان و زمین، قدرت مطلقه در دست توست؛ زیرا دیگران با کرم و بخشش تو، روزی خود را به دست آوردهاند.
گهی به پنجه هیبت دل جهان بشکنگهی به ناخن قدرت رخ فلک بخراش
هوش مصنوعی: گاهی با قدرت و رزمندگی خود، دل جهانیان را میشکنی و گاهی با تواناییات، صورت آسمان را میخراشی.
تویی که باد صبا در جهان نیارد کردنسیم عارض گل بی جواز حکم تو فاش
هوش مصنوعی: تو هستی که باد صبا در دنیا نمیتواند کاری کند، و نسیم عطر گل بدون اجازهی تو نمیتواند در فضا پخش شود.
مکارم تو چنان عام گشت در عالمکه در سخای تو با من برابرند اوباش
هوش مصنوعی: نیک محسنههای تو به قدری در دنیا گسترش یافته که اوباش هم در بخشش و generosity با تو برابر شدهاند.
به روی مدح برون بردم این شکایت حالاساس مظلمه ای می نهم تو حاکم باش
هوش مصنوعی: من این شکایت را به زبان ستایش بیان میکنم. حالا که اصول ناراحتیام را مطرح کردهام، تو حاکم باش و قضاوت کن.
مرا که باز سپیدم سزد که بسته شودز آفتاب لقای تو دیده چون خفاش؟
هوش مصنوعی: آیا من که چهرهام سپید شده، شایسته نیستم که مانند خفاش، چشمانم را از نور آفتاب وجود تو بپوشانم؟